اين رد كردن به پايين ترين پايينها و يا اجر ايمان و بندگى دو طرف متضاد مقام تشريعى مىباشد . خداوند ما را به استكمال وتحصيل مقامات روحانى برساند .
تفسير سوره علق
كلامى در سوره علق ، از يك لغوى و يك مفسر
معناى قرائت
راغب در مفردات مىگويد : كلمه « قرائت » به معناى ضميمه كردن حروف و كلمات به يكديگر در زبان است ، و اين كلمه را به هر ضميمه كردنى نمى گويند ؛ مثلا در جمع كردن عده اى را به دورهم نمى گويند قرائت القوم . دليل اين ادعا اين است كه به تكرار يك حرف از حروف الفباء در زبان هم قرائت نمى گويند .
به هر حال وقتى گفته مىشود « قرأت الكتاب » معنايش اين است كه از ضميمه كردن چند حرف از آن ، كلمه در آوردم و از ضميمه كردن كلمات آن با يكديگر جمله هايى در آورده ، و مطالبى استفاده كردم ، هر چند كه آن حروف و كلمات را به زبان هم نياورده باشى پس قرائت ، هم شامل مطالعه مىشود ، و هم شامل آنجايى كه جمع حروف و كلمات را تلفظ بكنى ، و هم آنجايى كه اين عمل را باشنيدن انجام دهى ، كه اطلاق قرائت بر معناى اخير تلاوت هم ناميده مىشود ، همچنان كه خداى متعالى فرمود :
« رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً »
( البينة : 2 ) « 1 »
و ظاهر اين كه به طور مطلق فرمود : « اقراء » اين است كه منظور از آن معناى اول است ، و مراد ، امر به تلقى آياتى از قرآن است كه فرشته وحى از ناحيه خدا به آن جناب وحى مىكند ، پس جمله مورد بحث امر به قرائت كتاب است ، كه خود اين امر هم از آيات آن است ، و
هامش
( 1 ) - فرستادهاى از ناحيه خدا كه صحيفه هايى پاك را تلاوت مىكند . سوره بينه ، آيه 2 .