از احساسات است . آن قدر آيات از عقلا نيت بر خور دار است كه به شأن خداوند سزاوار است و آنقدر از احساسات انسانى ما به دور است كه احتمال ندارد آيات مذكور از زبان پيامبر بزرگوار بيرون آمده باشد . و همين است كه مىگوييم اين آيات ؛ معجزه آسمانى بودن كتاب است .
دوم : كه پيامبر بر ناديده گرفتن يك فرد هدايت شده نابينا و ترجيح كفار بر او به منظور ايمان آوردن آنان سرزنش مىشود كه نبايد چنين كار مى نمود .
مولف : اولًا به عظمت خدا و غناى كامل او ايمان دارد و دلسوزى پيامبر عظيم الشأن را به ترويج دين اسلام شديداً تقدير مىكند و ترك اولى را كه سبب سرزنش ايشان شده رحمت كامله حق براى مقام او ( ص ) مىداند و شعر سعدى شيرازى ناگهانى در اينجا به ذهنم رسيد كه مىگويد :
يارب تو كريمى و رسول تو كريم * صد شكر كه هستيم ميان دو كريم .
از اين آيات يك مطلب اخلاقى ديگر براى علماى دينى استفاده مىشود كه در جواب سوالهاى شرعى به افراد نابينا و ناتوان و فقراء بايد اولويت قايل شوند و در آداب معمولى نبايد پول داران و فاسقان را بيشتر ازآنان پذيرايى نمايند . خداوندا از سر تقصير ما ناقص ها بگذر . استغفر الله ربى و اتوب اليه .
كلامى در مدح قرآن
« فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ ، مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ ، بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ، كِرامٍ بَرَرَةٍ
( عبس : 13 - 15 ) ؛ قرآن يك ياد آورى مىباشد در صحيفه هايى « 1 » ارجمند و گرامى بلند مرتبه و پاكيزه ( كه نوشته شده ) به دستهاى سفيران بزرگوار و نيكو . بعضى از مفسران از آيه اخير استظهار مى كنند كه : قرآن به
هامش
( 1 ) - صحيفه و كتاب به يك معنى هستند خواه يك صفحه يا بيشتر خواه كاغذ باشد يا پوست يا جنس ديگر كه برآن نوشته شده باشد .