« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ، وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ ، كِتابٌ مَرْقُومٌ ، يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ »
( المطففين : 18 - 21 ) ؛ يك احتمال دارد كه كتاب مرقوم در آيه 9 و 20 به معناى لوح محفوظ باشد به قرينه
« يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ »
منتهى لوح مذكور دو محلى ، به نام
« سِجِّينٍ »
و
« عِلِّيِّينَ »
دارد كه اولى محل كتاب فجار و دومى محل كتاب ابرار است ؛ ولى حق اين است كه آيات مذكور را از متشابهات بدانيم و به سر گردانى و احتمالات و حدسيات مفسرين توجه نكنيم ؛ بلكه از آنها عبرت بگيريم و علم آن را به خدا تفويض كنيم .
و اما كتاب خود فجار و ابرار ، ممكن است صحايف فردى اين دو سته باشد و ممكن است كه كتاب براى دو نوع اين دو دسته باشد .
تفسير سوره تكوير « 1 »
« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ، وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »
( التكوير : 1 - 2 ) ؛ وقتى در قيامت خورشيد ( مركز منظومه شمسى ما ) پيچيده شود ( مانند پيچيدن دستار و عمامه ما ) و نور و احتمالًا حرارت او تمام شود ، و ستارگان ( همه آسمانها و يا ستارگان كه ما مى بينيم ) به تيرگى و تاريكى روند و يا پراكنده شوند كه از آيه
« إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
و از آيه
« فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ »
نيز به دست مى آيد و گاهى كه كوهها به حركت آورده شوند . و روشن است كه اين حركت غير ازحركت فعلى و تبعى آنان از حركت زمين است . بعيد نيست كه حركت قيامت كوهها به پاشيدن زمين پايان پذيرد
« فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً »
( الحاقة : 14 ) ؛ ولى آنچه كه اين استبعاد را ضعيف مىكند آيهى
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً ، فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً ، لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
( طه : 105 - 107 ) كه به حسب ظاهر دلالت بر فناى كوهها و بقاى زمين هموار دارد . به هر حال همانگونه كه در كتاب معاد نوشته ايم ؛ از هم پاشيدن
هامش
( 1 ) - اين سوره مكى و داراى 29 آيه مىباشد .