تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
زمين و خورد شدن آن از آيه اى كه ذكر كرديم بعيد نيست . منتهى كمى بعد تر از انهدام كوهها .

حشر وحوش

« وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ »
( التكوير : 5 ) اين يكى از علايم قيامت است كه حيوانات وحشى ( درنده و غير درنده ) زمين از شدت لرزه و صداها ترسيده و در محلى از زمين يك جا شوند تا احتمالًا همه نابود گردند . و اين آيه ظهورى در حاضر شدن در ميدان حساب ندارد ؛ بلى احتمالًا در گذشته گفته باشيم كه آيه 38 سوره انعام سياق ديگرى دارد
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
( الأنعام : 38 ) ؛ هيچ جنبده اى در زمين و هيچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مىكند ، وجود ندارد مگر اينكه امتانى هستند ؛ مانند شما ، ما چيزى را در اين كتاب از بيان نينداخته ايم سپس به سوى پروردگار رجوع مىكنند . اما اين جمع عمومى جنبندگان و پرندگان به سوى پروردگار شان مانند حشر انسان دركره حساب است ؟ آيا محشر حيوانات و انسان يك جا است و يا در كرات ديگر جمع ميشوند ؟ و يا اينكه حشر آنان همان حشر آخر دنيا است كه افراد موجود آنان در آن زمان در زمين مىباشند ؟ و يا ضمير جمع در كلمه
« رَبِّهِمْ »
و كلمه ى
« يَرْجِعُونَ »
به سوى كفارى كه به منزله مردگان قلمداد شده‌اند بر مىگردد ؟ نگارنده به ملاحظ اعتبار عقلى بناء را بر احتمال دوم مىگذارد كه حشر اين آيه همان حشر آيه‌ى اول باشد . و احتمال سوم را بعيد مىداند ؛ ولى احتمال اول را نه رد مىكند و نه مىپذيرد و علم آن را به خداوند ارجاع مىدهد ؛ چون اجمالًا مىدانيم اوضاع قيامت با اعتبارات عقلى ما در اين كره‌ى زمين چندان همخوانى ندارد .