مىشود نفى سردى شديد را كه مسلماً همهى مقربين و اصحاب يمين در همه بهشتيها از آن محفوظ هستند ، قرينهاى بدانيم كه همهى بهشتيها در همهى بهشتيها ، آن را نمىبينند .
بعضى از مفسرين ادعا كردهاند كه مراد آيه ، اخبار از نبودن خورشيد و ماه نيست ؛ بلكه مراد آن نفى تابش ناراحتكنندهى آن است .
اين ادعا را مىشود از ذكر نفى زمهرير دانست و گويا مراد ، بيان اعتدال مرغوب هواى بهشت است ؛ ولى به اين مقدار قرينه ، رفع يد از ظهور قوى آيه براى محقق ، ميسر نيست . واقع اين است كه بشر از هندسه كرات بهشت نسبت به ستارهها ، چيزى نمىداند ممكن است با هواى روشن بهشت « 1 » ستاره ( خورشيد ) در هواى آن ديده شود .
چشمهى سلسبيل
« عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا »
( الانسان : 18 ) ؛ در بهشت ، ابرار ، از چشمهاى كه سلسبيل ناميده مىشود ، مىنوشند . ظاهراً اين چشمه غيراز كوثر و چشمهى تسنيم است . والله العالم و ممكن است تسنيم و سلسبيل يكى باشد ؛ چون چشمهى تسنيم همه براى آشاميدن مقربين است :
« وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ . عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ »
( المطففين : 27 - 28 ) ؛ دريك نقل غير معتبرةالسند آمده است : « و المقربون يشربون من تسنيم بحثاً صرفاً و سائر المؤمنون ممزوجا » .
ممكن است در بهشت چشمههاى متعدد و متنوعى باشد :
« إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ »
( المرسلات : 41 ) ؛ مؤمنان در سايهها ، و چشمهها جا دارند .
هامش
( 1 ) - هواى روشن بهشت با اينكه قطعى است از ظل و ظلال كه در قرآن در مورد بهشت چند مرتبه آمده ، اثبات مىشود ؛ بلى در كرهى حساب كه مىگويند حرارت دارد ، ممكن است خورشيد ديده شود .