بنابراين اين سؤال پيش مىآيد كه سايهى قيامت چه معنايى دارد ؟ ممكن است بگوييم كه كرات بهشت مانند زمين قيامت به نورى كه ما سبب آن را نمىدانيم ، روشن باشد :
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ . . . »
( الزمر : 69 ) .
تفسير سوره نبأ و عّم
« أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً ، وَ الْجِبالَ أَوْتاداً
( النبإ : 6 - 7 ) ؛ مگر خدا زمين را براى شما مهاد و كوهها را ( به منزله ) ميخها ، قرار نداده است ؟
1 - اگرمهاد و مهد را ، به معناى گهواره بگيريم ، نفس تشبيه زمين به آن ، معجزه علمى قرآن است كه حركت وضعى زمين را ثابت مىدارد . و اگر به معناى محل آماده استراحت بگيريم ، بيان يكى از بزرگترين نعمتهاى إلهى است كه همه مىدانند معجزه نيست .
بلى حركت زمين از آيهى 88 سوره نمل : « تو كوهها را مىبينى ( و ) مىپندارى كه ساكنند در حالى كه آنها مانند ابرها حركت دارند . و همه مىدانند كه حركت كوهها بدون حركت زمين نا ممكن است . ممكن است از تشبيه به حركت ابرها ، حركت انتقالى زمين را بفهميم .
2 - درست است كه زمين بيشتر از ده گونه حركت دارد ؛ ولى فاقد اضطراب است . و قرآن مىگويد : كوهها به منزله ميخهاى زمين است . و اين اولًا به حركت زمين اشاره مىكند . و ثانياً آنها را مانع از اضطراب زمين مىداند .
هركس زلزلهاى متوسط زمين را تجربه كرده باشد ، مىداند چه قدر ترس و اضطراب دارد . كوهها اضطراب زمين را از نظر علم « جبر » ، در موارد « كم » كنترول مىكنند كه اخبار قرآن از آن معجزهى ديگر اوست . بعضى از كمفكران نامگذارى ميخها را حكايتگر از سكون زمين مىدانند و معجزه علم قرآن را وارونه نشان مىدهند مگر ميخهاى كشتيها و