تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
از آيه‌ى فوق به دست مىآيد كه هدايت اولى به همه ى انسانها رسيده و افراد انسان ، يا آن را پذيرفته‌اند يا به كفران آن ، اقدام كرده‌اند شق ثالث ندارند ؛ ولى مىشود كه كفور گاهى متعمد و گاهى مقصر و گاهى قاصرباشد ، كه بحث آن گذشت . « 1 » و اين هدايت از خود اقسامى دارد كه در تفسير سوره حمد در اول اين كتاب بيان شده است .

تفجير اتوماتيك

« عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً »
( الانسان : 6 ) ؛ از چشمه‌ى شرابى كه آن را بندگان خدا به اراده‌ى خود ، جارى مىسازند ، مىنوشند و اين شراب ممزوج با كافور است ، خنك و بابوى خوب كافور « 2 » از اين آيه تأثير اراده انسان بهشتى در ايجاد بعضى از حوادث ثابت مىشود ؛ نفس آدمى قوى مىشود و به اذن خدا تأثير گذار مىشود و احتمالا آيه‌ى
هامش
( 1 ) - ولى آيه‌ى« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها »( الشمس : 8 ) ، و آيه‌ى« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ . . . »( الروم : 30 ) ؛ ممكن است دلالت كند كه جهل قصورى كه معلول ضعف نفس مكلف باشد وجود ندارد و آيه‌ى دوم به خاطر عموم خود و نفى تبديل دلالت بيشتر دارد . بنابراين قصور كفار معلول محيط فاسد آنان باشد و به طور كلى عامل داخلى و نفسى نيست ؛ بلكه خارجى است . والله العالم ؛ ولى همانگونه كه اخراج اطفالى كه قبل از بلوغ مىميرند و ديوانگان و سفيهان كامل ، از آيات خارج مىشوند قاصرين هم بايد خارج شوند خصوصاً به لحاظ استثناى مستضعفان . و آيه‌ى« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ . . . »( النساء : 165 ) ؛ بايد مراد از كلمه‌ى « الناس » كسانى باشند كه تكليف به آنان رسيه باشند ، نه آنانان كه تكليف به آنان نرسيده است كه آيه‌ى ششم يس به آن دلالت دارد :« لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ »( يس : 6 ) ؛ بلكه آيه‌ى« إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا »( النساء : 98 ) ؛ به رقم اول ، قصور دلالت دارد . والله العالم . ( 2 ) - در آيه‌ى 17 اين سوره ، باز مىفرمايد :« وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا »( الانسان : 17 ) ؛ يعنى زنجبيل خوشبو را در شراب شان ممزوج مىنمايد .