اول : ملائكه با اينكه جسم لطيف و داراى روح مىباشند احساسات و عواطف ندارند و از عذابهاى فوق العادة دوزخ ناراحت نمىشوند .
دوم : ازحرارات دوزخ ضررى نمىبينند .
سؤال مهم اين جاست كه آيا جن كه نيز جسم لطيف است ، همين دو صفت را دارند يانه ؟ شهاب سنگها جن را مىكشد يا فرار مىدهد :
« . . . فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً »
( الجن : 9 ) ؛ بعيد نيست حقيقت اين دو جسم لطيف باهم اختلاف داشته باشند ؛ مثلا ملائكه خوردن و آميزش جنسى ندارند و جن دارند ؛ بلى ملائكه و جن ترس دارند كه نوعى از احساس است ؛ جن جنس مرد دارد :
« وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ . . . »
( الجن : 6 ) ؛ كه معلوم مىشود زنان هم دارد ، در حالى كه ملائكه چنين نيست .
بعيد نيست با اشتراك هر دو در جسميت لطيف ، دو حقيقت مختلف باشند . به نظر من اين احتمال راجح است هر چند دليل قاطعى بر آن نداشتهباشيم .
به هر حال ازآيهى :
« لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ . . . »
( المدثر : 31 ) ؛ دانسته مىشود كه همين عدد نوزده در تورات نيز بوده است . « 1 »
هدايت ثانوى
« كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ . . . »
( المدثر : 31 ) ؛ هر كسى هدايت اولى را قبول نمايد خداوند او را دوباره هدايت مىكند . و هر كسى هدايت اولى عمومى را نپذيرفته باشد ، و يا به او نرسيده باشد ، صلاحيت هدايت ثانوى ندارد ؛ يعنى تكامل ارواح تدريجى است ؛ مانند متعلمين كه در فهم علوم از اسهل به سهل ، و از آن به مطالب سخت مىرسند و به
هامش
( 1 ) - چه در انجيل بوده و يا نبوده باشد ؛ چون نصارى تورات را قبول دارند .