اصطلاح منطق از تصور مفاهيم ضرورى به تصور مفاهيم نظرى ، و از تصديقات ضرورى به تصديقات نظرى پى مىبرند ، هدايات إلهى نيز چنين است اين هدايت براى همهى بشر - به استثناى قاصرين عام - است پذيرفته شدگان هدايت اولى لياقت پذيرفتن هدايات ثانوى را دارند و خداوند فياض ، آنان را به تدريج به مراتب بالا هدايت مىكند :
« وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ »
( محمد : 17 ) ؛ و آنانى كه هدايت اولى را نپذيرند ، عمداً و يا تقصيراً هدايت ثانوى را نمىپذيرند و گمراه مىشوند با سياه دل چه سود ، گفتن وعظ !
بنابراين ، اين آيه و آيات مماثل آن نمىگويند كه خداوند در هدايت و اضلال بين بندگان تبعيض روا مىدارد . سبحان الله عما يصفون .
« إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ ، نَذِيراً لِلْبَشَرِ »
( المدثر : 35 - 36 ) ؛ ضمير « انها » احتمالا يا به آيات قرآن و يا به سقر بر مىگردد ؛ يعنى دوزخ ، يا آيات قرآن و پارهاى از آنچه كه در ضمن آيات گذشته آمده يكى از بزرگترينها « 1 » مىباشد كه براى همه انسانها بيم دهنده است ؛ يعنى آيه دلالت بر مكلفيت همه دارد .
ارتباطات پيش رفته
« فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ ، عَنِ الْمُجْرِمِينَ ، ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ، قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ، وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ ، وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضِينَ ، وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ ، حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ
( المدثر : 40 - 47 ) ؛ بهشتىها از دوزخيان ، مىپرسند چه چيز شما را در دوزخ در آورد ؟ آنان جواب مىدهند ما از نماز گزاران نبوديم و بينوايان را غذا نمىداديم . از اين آيات به دست مىآيد كه ارتباط مكالمهاى بين كرات بهشت و كرهى دوزخ بر قرار است . و باهم صحبت مىكنند ،
هامش
( 1 ) - كبر جمع كبرى بزرگتر است .