عَلى أَمْرِهِ .
ولى مشكل لاينحل بعد از اين مرحله به وجود آمده است :
اولا : تورات و انجيل بعد از فوت دو پيامبر بزرگوار ؛ حضرت موسى و حضرت عيسى ، دچار تحريف شدند ، و خرافات مردم نادان در آنها راه يافت كه باعث گمراهى متدينين به آن دو دين شده ، وضع انجيل بدتر است چون به جاى يكى ، پنج انجيل يا بيشتر شد .
به عبارت ديگر آن عنايتى كه به حفظ وحى در اول شد ، در مرحلهى بعد صورت نگرفت و مكلفين به آن دو كتاب آسمانى ( تورات و انجيل ) يهوديهاى قبل از بعثت عيسى ، و نصرانيهاى قبل از بعثت خاتم النبيين ( ص ) حتى نفس اثبات نبوتهاى جديد براى مكلفين جديد ومتدينين به دين سابق ، نيز كه اتمام حجت بر همهى سابقين و لاحقين باشد ، صورت نگرفت ، كه واقعاً در نظر آنانى كه فلسفهى خلقت اولى آدمى را تدين به دين آسمانى مىدانند ، مشكل لاينحل و بىجواب است .
ثانياً : هر چند قرآن مجيد كتاب خداوند مورد عنايت قرار گرفت « 1 » ؛ ولى سنّت مقدسه نبوى مورد عنايت قرار نگرفت ، از نظريات افراطى سادهلوحان اخباريها و محدثين غافل كه بگذريم ، فقهاى محققين و اساتيد با تجربهى علم رجال ، مىدانند كه روايات و احاديث ضعيف و يا مجهول الاسانيد ، بسيار زياد است كه چندين مرتبه از احاديث معتبرةالسند بيشتر است . تازه خيلى از احاديث معتبرة السند ، با هم متعارض و يا مصدر اولى آن مجهول است و بيشتر ازنود و پنج درصد احاديث احاد است . و احاديث متواتره شايد 5 % را تشكيل ندهد ،
هامش
( 1 ) -« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »( الحجر : 9 ) ؛من كتاب معجزات را حافظم بيش * و كم كن را از قرآن رافضم .