تفسير سوره جن « 1 »
ما قبلا در همين كتاب ، مطالبى را در مورد جن ، ذكر كرديم كه لزومى در تفسير جمعى از آيات مربوط به جن ، دوباره نمىبينيم .
صيانت و حفاظت وحى
وحى إلهى پس از صدور و نزول ، تا رسيدن آن به مردم توسط پيامبران . از گزند زيادتى و كمى و تغيير يافتن از طرف شياطين جن و يا فراموشى انبياء ، بيمه شده است
« . . . فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ
« 2 »
رَصَداً ، لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً »
( الجن : 27 - 28 ) ؛ خداوند كسى را بر غيبت خود مسلّط نمىكند مگر رسولى را كه پسنديده باشد ( كه چنين رسولى را بر غيبت خود مسلط مىكند ) چون او نگهبانانى ( از ملائكه ) بين رسول و مردم دارد . و نيز نگهبانانى بين خو د و رسولش گمارده است و سلوك رصد ( نگهبانان ) در پيش رو و پشت سر رسول براى حفظ وحى از هر تخليط و تغيير دادن ؛ يعنى كم و زياد كردن است .
يك بحث مهم
شكى نيست كه وحى إلهى به سلامت به پيامبران بزرگوار او عليهم السلام رسيده است و پيامبران هم آن را به شكل كامل به مكلفين زمان خود رسانيدهاند اين موضوع را عقل عملى انسان از حكمت خداوند مىداند ، چه آيهى فوق در اين مورد وارد مىشد و چه نه ؛
وَ اللَّهُ غالِبٌ
هامش
( 1 ) - اين سوره مكى و داراى 28 آيه مىباشد .
( 2 ) - ضمير در بين يديه و خلفه به رسول الله و ضمير در جملهى « ليعلم » به خداوند بر مىگردد . و ضمير « ابلغو » به رسولان( إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ )بر مىگردد .