حجت خدا براى جن و إنس است و تنها وسيله ارتباط انسان با خداوند است ، و ربط اين دو كتاب در اين چهار آيه ، بسيار پرمعنى است و تنها جاى ذكر يك كتاب مهمتر و بزرگتر كه مصدر و مادر اين دو كتاب تكوينى و تشريعى است خالى بود كه در آيهى 78 آن را نيز بيان فرمود : فى كتاب مكنون ( مستور ) ؛ بلى مراد از اين كتاب مستور ، لوح محفوظ است كه مىشود از يك جهت آن را ، انترنت كائنات ناميد كه همه چيز در او ثابت است . و تأويل آن به علم خداوند ، بى دليل و يخ و بى مزه است .
اذا بلغت الحلقوم
ظاهراً ضمير « بلغت » به روح و نفس بر نمىگردد ، هر چند در فارسى هم مىگويند : جانم به لب رسيد ؛ جان به لب شدم ؛ بلكه مقتضاى قاعده به حيات و زندگى بر مىگردد كه زوال آن از كف پا - حسب تجربه ناقص - شروع مىشود ، حيات اثر و شعاع معنوى روح و نفس است كه در كتاب معاد نوشتهام و همچنين در آيهى
« كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ »
( القيامة : 26 ) .
به هر حال خداوند در آن حالت خطرناك و غير قابل تصور ، براى همهى مؤمنين و اين فقير نامه سياه ، رحمت واسعهى خود را برساند كه به ديوان عمل ، نامه سياه نرويم آمين ! .
تفسير سورهى حديد « 1 »
ملكيت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است
در آيهى اول و پنجم اين سوره ، مالكيت خدا را بر آسمانها و زمين ثابت مىكند :
« سَبَّحَ لِلَّهِ
هامش
( 1 ) سورهى حديد مدنى و داراى 129 آيه مىباشد .