ظاهراً اين آيه تنها آيهاى است كه به عظمت ميلياردها كهكشان ، كه مواقع سرسام آورى را در فضاى بدون مرز مشخص و نا معلوم ، دارند اشاره مىكند كه مخاطبين عصر نزول قرآن و قرنها بعد كه هيأت بطلميوسى بر افكار دانشمندان جهان ، مسلط بود ، قابل فهم نبود ، و انسان هاى دوسه قرن اخير به عظمت كهكشانها و فضاى محيط بر آنها اطلاع پيدا كردند .
و تازه اينكه قرآن در اين مورد ؛ معجزهاى علمى ديگرى را ارايه فرموده كه دانستن آن در آن زمان ، نا ممكن بوده و آن جملهى
« وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ »
( الذاريات : 47 ) ، است كه امروز همه مىدانند كه آسمانها ، از دور شدن ستارهگان و كهكشانها در حال توسعه مىباشد . صدق الله العلى العظيم .
قسم به مواقع نجوم ، قسم بزرگى است كه مخاطبين حاضر نزول قرآن قطعاً نمىدانستند و لذا قرآن كلمهى ( لو ) را به كار برده است ( لو تعلمون ) ؛ يعنى علم شما به آن ناممكن است .
كتاب مكنون
« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ
( الواقعة : 77 - 78 ) ؛ قبلًا گفتيم آيهى 75 اين سوره ( به فهم من ) تنها آيهى است كه به بزرگى جهان مادى اشاره فرموده است . كلمهى نجوم جمع نجم ستاره درخشان ( طالع ) است ، جمعى كه « لام تعريف » داشته باشد مفيد عموم است .
بنابراين كلمهى النجوم در آيهى مذكور ، همهى ستارههاى طالعه را شامل مىشود كه احتمالًا قسمت عمده كهكشانها را در بر مىگيرد . والله العالم .
بلى كهكشانهاى مستقر در آسمانها بزرگترين كتاب تكوينى خداوند است كه احتمالًا قسم به آن براى تأكيد بزرگترين كتاب تشريعى اوست كه قرآن مجيد باشد كه امروز تنها