تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مىگرديد و هر كسى اين آيات را مطالعه كند از قراينى كه در آن آيات وجود دارد مطمئن مىشود كه مدعاى ما صادق است . و رجوع مقربين به سوى وجود خداوند نيست ؛ بلكه در مورد مقربين در سوره‌ى سابق آمده بود كه : « فى جنات النعيم » ؛ ولى اگر كسى جنات نعيم را به ساحه‌ى مقدس خداوند و وجود او تأويل ببرد حرفى در باره‌ى او نداريم و تنها مىگوييم ، تأويل قرآن حرام است و باطل . اول بودن خداوند هم به حسب ظواهر عرفى كلام مستلز م بطلان قدم غير خداوند است هر چند علت بر معلول خود تقدم رتبى دارد هر چند در زمان يك‌جا باشند ؛ ولى عرف اينها را نمىداند و قرآن بر اصطلاحات فلاسفه نازل نشده است . بنابراين اول بودن خداوند دليل به حدوث مخلوقات است . صاحب تفسير الميزان ( ترجمه الميزان ) اول و آخر بودن خداوند را به نحو ديگرى بيان كرده است ؛ بلى بهشتها و نعمتهاى آن و دوزخها و عقاب آن و بهشتىها و دوزخىها هميشه هستند و آخر ندارند ، خصوصاً نفوس ناطقه‌ى إنسانها آخر و انتهاء ندارند ؛ ولى مع‌الوصف در بقاى خود هر لحظه محتاج به افاضه‌ى خداى واجب الوجود است ؛ ولى اثبات مفهوم آخر ر انمىتواند . اول و آخر به حسب دلالت وضعى و لفظى عرفى قرآن ، اين است كه پيش از وجود همه‌ى اشياء باشد ، ما كه عالم مادى را مسبوق به عدم و نيستى مىدانيم وعقول مجرده طوليه و عرضيه را مجرد توهم مىدانيم كه از عقل و نقل ثابت نمىشود در تصديق اوليت خداوند هيچ ابهامى نداريم ؛ ولى قائلين به قدم زمانى عالم ( جهان ) بايد الفاظ قرآن را تأويل ببرند . در فهميدن معناى ( الآخر ) مشكله بين متكلمين و فلاسفه مشترك است . و نگارنده تأويل قرآن را جايز نمىاند و درفهم كلمه‌ى آخر ، توقف مىكند تا خداوند ذهن او را روشن فرمايد . ممكن است ظهور خدا و ظاهر بودن او به ظهور وجود او باشد كه از ظهور مخلوقات او