خداوند ) سبقت گيرندگان ( پاداش آخروى ) هستند . همين سابقون ( پيش خداوند ) مقربون مىباشند كه ( هر فرد شان ) در جنت نعيم است ( و همهى شان درجنتهاى نعيم مىباشند ) « 1 »
نكته : جملهى « كنتم » اگر به ملاحظهى زمان محكى عنه ، باشد يعنى در آن موقع به شما گفتهمىشود كه شما در دنيا سه دسته بوديد ، كه فعل ماضى باشد . و اگر به لحاظ زمان حكايت ( زمان نزول آيه ) باشد ، طبعاً جملهى مذكور به معناى مستقبل مىشود ؛ يعنى « تكون . . . » شما سه دسته مىشويد ، در هر دو صورت معنى آيات يكى است .
ظرف تحقق سه دسته شدن انسان در همين دنيا ، با اراده و اختيار خود مكلفين است .
سابقون كيانند ؟
مىشود كه از دو آيهى ديگر قرآن معناى مقربون را به دست آورد :
- 1
« أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ »
( المؤمنون : 61 ) ؛
- 2
« وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ . . . »
( البقرة : 148 ) ؛
- 3
« فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ . . . »
( فاطر : 32 )
آيهى دوم دلالتى بر مطلب ندارد ، دراخير ترددى وجود دارد ؛ ولى آيهى اول و سوم ، نه ظهورى قابل اعتماد ؛ بلكه تا حدودى مىرساند كه مراد از سابقون اول ، سابقين به سوى ايمان واعمال صالحه و اخلاق فاضله است . و همين دو آيه ، اطلاق آيهى :
« وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ
هامش
( 1 ) ممكن است اضافهى جنات به نعيم ، اضافهبيانى باشد ؛ يعنى جناتى كه سراسر نعمت خداوند است ، ممكن است اضافهى مذكور از اقسام بهشتاى مختلف كه در كتاب معاد و جزء چهارم صراط الحق گفتهام حكايت كند .