بحث در يك مورد اين قانون ، قابل توضيح است كه كافر احسان كند ، آيا خدا با او احسان مىفرمايد ؟ ؛ ممكن است آيهى مباركه سورهى مائده ، مانع جواب مثبت باشد :
« إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »
( المائدة : 27 ) ؛ كافر كه ايمان و تقوى ندارد ، عمل او قبول نمىشود ، نفى قبول غير از نفى صحت است ، نفى قبول ، نفى ثواب است و نفى صحت به معناى بطلان و اعاده و قضا است . در جايى كه عمل اعاده و قضا داشتهباشد . وقتى احسان كافر را خدا قبول نكند ، جزاء هم ندارد .
ممكن است در جواب بگوييم كه اولًا اين آيه قرآنى گفتهى هابيل فرزند آدم است نه فرموده خداوند « 1 » و بعيد نيست كه اين آيه ، نوعى مخصص باشد كه احسان كافر كه به خاطر انسانيت به كسى ديگر جزادارد ؛ بلى اختراعات و اكتشافاتى را براى پول و نفع خود ، انجام مىدهند ، هر چندكه خدمت به مردم باشد احسان گفته نمىشود . والله العالم .
تفسير سوره واقعه « 2 »
« وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً ، فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ، وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ، وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ، أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ، فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ »
( الواقعة : 7 - 12 ) ؛ و شما سه دسته بوديد صاحبان ميمنت و خوشبختى و تو نمىدانى چه خوشبختىهايى و صاحبان شوم ، و بد بختى و تو نمىدانى چه بد بختى هايى « 3 » و سبقتگيرندگان ( در دنيا به سوى بندگى
هامش
( 1 ) - مگر اينكه بگوييم اگر جمله مذكور مورد رضاى خدا نمى بود ، آن را نقل نمى فرمود و اقلا بعد از نقل آن را جواب مى داد .
( 2 ) - اين سوره مكى و 96 آيه دارد .
( 3 ) - ممكن است حرف « ما » در هر دو جمله استفهامى باشد ؛ يعنى توچه مىدانى ؛ ولى معنى يكى است .