دوم : ايراد دوم ، اين است كه پيامبر بزرگوار اسلام با آن همه تجليلى كه قرآن از او نموده چقدر گناه قبل از نزول آيه و بعد از آن داشته كه خداوند آنها را آمرزيده باشد ؟ دو جواب ديگرى هم كه طبرسى مرحوم در مجمع البيان از اصحاب ما نقل كرده نيز قناعت بخش نيست ، تأويل قرآن به روايات غير معتبرالسند مجوّز شرعى ندارد ، و جواب منقول از سيد مرتضى ( ره ) ضعيف است چونكه كلمهى « ذنب » مصدر لازم است نه متعدى كه مفعول ندارد و اضافه آن به ضمير خطاب ( ذنبك ) از قبيل اضافه مصدر به فاعل است نه به سوى مفعول .
بهترين وجهى نسبت به جوابهاى ديگر اين است كه بگوييم گفتار پيامبر در بيان توحيد معبود و منع پرستش از بتهاى قريش و لزوم ايمان به رسالت او و دورى از خرافات و قبايح جاهليت و بدگويى از شرك به خداوند و ترويج معارف و اخلاق و عبادات الهى ، در نظر مشركين نادان ، زشت و اشتباه بوده كه آنها را از معايب آن حضرت ( ص ) به حساب مى آوردند ولى پس از صلح حديبيه و پس از آن فتح مكه كه مشركين اسلام به دين اسلام مشرف شدند ، فهميدند كه خود آنان در اشتباه و حماقت بودهاند پيامبر و دستورات آسمانى او هيچ عيب و نقصى نداشته و شخص پيامبر آنقدر پاك و مهربان بوده كه همه مشركين مكه را كه دشمنان سرسخت او بودند از قتل و اسارت و تاراج اموال ، آزاد نموده جمله معروف منقول خود را كه تا امروز حيرت آور است : فاذهبوا انتم الطلقاء برويد همه آزاديد ! ! فرمودند .
ديدن اين همه بزرگوارى و محبت و گذشت و فهميدن محاسن دين غالب مردم مكه را به او علاقه مند نمود و به اسلام آوردن آنان تشويق كرد كه بعد ها همين مردم و فرزندان
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١١٦