حلول نمىكند و ظالم و عبث كار نيست و اينكه همهى كارهاى او ، داراى هدف است و آن هدف خير است و اينكه به عقيده شيعهى اماميه و جمعى از فلاسفه ، صفات ذاتى او عين ذات اوست و تنها در مفهوم باهم مغايرت دارند كه ادلهى عقلى زيادى بر آن دلالت دارد و اينكه اساس دين وجود خدا و وحدانيت اوست .
اقسام توحيد
توحيد بر چند قسم است
1 - توحيد ذاتى كه واجب الوجود يكى است و همهى موجودات ديگر بدون استثناء مخلوق اوست و جهان همه حادث و قايم به ارادهى اوست ؛
2 - توحيد در خلقت كه عقلى و قرآنى مىباشد كه هيچ كس خالق مستقل نيست ، انسانها و جن و ساير مكلفين هر چند داراى اراده و انتخاب خوب و بد بوده و در انجام اعمال ، فاعل مختار هستند ؛ ولى توانايى و قوت در هر لحظه از طرف خداوند بر آنان افاضه مىشود و از خود چيزى ندارند و تنها در اعمال و ابراز قدرت ، اختيار دارند .
بنابراين جبر و تفريض اشعرى و اعتزالى هر دو باطل است ، بطلان جبر محسوس و بطلان تفويض عقلى مىباشد و قرآن بر همان امر بين الامرين دلالت دارد ؛
3 - توحيد در تدبير جهان حدوثاً و بقاءاً ؛
4 - توحيد در ربوبيت در مرحلهى حدوث و بقاء
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » .
5 - توحيد در عبادت
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ » ،
عبادت غير خداوند شرك و موجب خروج از اسلام است . بطلان اشتباه افراطيان در مفهوم عبادت قبلا گذشت ؛
6 - توحيد در صفات ذاتى خداوند ، كه قبلًا به آن اشاره شد و بحث بسيار پيچيده و عقلى و نقلى مىباشد ؛