7 - توحيد در مقابل تركب و تعدد اجزاء كه وجود خداوند از اقسام سه گانه تركيب « 1 » به دور بوده و بسيط مىباشد كه بحث عقلى است .
8 - توحيد در رازقيت كه عقلى و قرآنى مىباشد ؛
9 - وجود خداوند كامل و فوق كمال است ( عقلى ) ؛
10 - وجود خداوند لايتناهى و غير محدود است و لذا مانند ممكنات ماهيت ندارد ؛
باز هم در مورد صفات خدا
1 - حلول و اتحاد او با موجودات مخلوقه او عقلًا محال و ممتنع است ؛
2 - تنها خداوند ، قديم است و ماسواى او حادث و مسبوق به عدم است ؛
فرمايش قرآن در مورد كفار و مشركين مكه و همه دورههاى گذشته ، صادق است ، كفار از بىعقلى به سراغ بتها و مظاهر طبيعت رفته و براى برآوردن حاجات روز مرهى خود ، از آنها استمداد مىكردند و در همين راستا ، آنها را عبادت مىكردند
« قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ »
( عبس : 17 ) اين معرفت عقلى براى دانشمندان بزرگ اسلامى ميسر است ؛
3 - معرفت شهودى مخصوص انبياء و رسولان و اولياى بزرگ با اختلاف مراتب است كه ما از آن چيزى نمىدانيم و آنان كه به آنجا رسيدهاند نمىتوانند يا نمىخواهند كه ديگران را خبر دهند ، « 2 » معرفت مسلمانان و محصلين علوم دينى داراى درجات مختلف است كه به
هامش
( 1 ) تركيب مقدارى ، تركيب معنوى ( ماده و صورت ) تركيب عقلى از جنس و فصل .
( 2 ) - اين مدعيان در طلبش بىخبرند كان را كه خبر شد ، خبرش باز نيامد
گر ز مسجد به خرابات شدم خورده مگير مسجد وعظ دراز است و زمان خواهد شد
مؤلف جامانده همهى عمرش در مسجد و مدرسه و بحث و قيل و قال ، گذشت كه الحمد لله ؛ ولى ناكامى او اين بود كه هواى نفس و منيت خود را در خرابات نيمهى شب خراب نكرد . از جهاد اصغر فوايدى برد ( جهاد چهارده ساله با كمونزم ) ؛ ولى از جهاد اكبر به جايى نرسيد .« . . . رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ »الأعراف : 23 ) .