گر از اين منزل ويران به سوى خانه روم * ديگر آنجا كه روم ، عاقل و فرزانه روم
چكهاى سفيدى كه قرآن به بندگان شايسته ، وعده فرموده مربوط به شكم و عورت و بدن نيست ، مسلماً به روح و نفس ناطقهى انسان مربوط است ، به علاوه اين چكهاى سفيد كه در چند آيه ، بشارت داده شده ، طَمَعْ ما به يك آيهى ديگر به عنوان يك بشارت عظمى خيلى زياد است :
« لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ »
( ق : 35 ) .
روشنى زمين در روز قيامت
« وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ . . . »
( الزمر : 69 ) ؛ ( روز قيامت ) زمين به نور پروردگارش ، روشن است و كتاب گذاشته مىشود و انبياء و شاهدان آورده مىشوند .
بعيد نيست كه زمين ، زمين ما ، نباشد كه جاى حساب صدها ميليارد انسان را ندارد و مراد زمين كرهى حساب است كه نويسنده نام آن را كرهى ساهره مانده است :
« فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ ، فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ »
( النازعات : 13 ) در قران كلمهى ارض بر كرهى بهشت نيز اطلاق شده است :
« وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ »
الزمر : 74 )
؛ حضور انبياء و گواهان دليل است كه مراد ، زمين محاكمه است ، نه زمين زنده شدن .
مطلب ديگر اين است كه : مراد از « نور ربّها » چيست ؟ آيا مراد نور فيزيكى است و يا نور معنوى ؟ هر دو ممكن است . مسلماً مراد از نور ، نور خورشيد فعلى نيست كه بساط آن روز قيامت جمع مىشود و چنانچه قيامت روز پاشيدن همه كهكشانها باشد ، ديگر شمسى در فضا وجود ندارد تا ميدان قيامت را روشن كند .
بنابراين نور قيامت نور ديگرى است كه خداوند ميدان حساب ر اروشن مىسازد .
ممكن است مراد نور معنوى باشد كه به عدل خدا تفسير شده است و بعضى آن را به كشف غطاء ( بالارفتن پرده از چشمها و ديدن اعمال ) كه به آيهى مباركه :
« لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ