مطابق تقاضاى حكمت الهى را دارد و از همين زيادتى مستحق ، ظاهراً تعبير به بىحساب شده است و گرنه :
« وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ »
( الرعد : 8 ) .
عجايب باران و زرع و رنگهاى آن
« أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً . . .
فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ »
( الزمر : 21 ) ؛ واقعاً محتواى آيه ، عقول خردمندان را اولًا متعجب مىسازد و سپس آدمى را به خالق حكيم و عليم و قادر مطلق ، رهنمايى مىنمايد :
1 - چگونه از درياى شور ، ذرات آب نمك خود را از دست مى دهند و خفيف مىشوند و تصاعد پيدا مىكنند .
2 - چگونه شرايط اين كار آماده مىشود تا ابرها پيدا شود .
3 - چگونه بادها پيدا شده و مىآيند تا ابرها را به هوا ( حد اكثر تا پانزده كيلومتر ) بالا مىبرند بعد شرايط ديگرى آن ابرها را به باران - آب لطيف و خوش مزه و صحى - تبديل مىكنند كه به زمين مىآيد و زندگى و زندگانى حيوان و إنسان را حفظ مىدارد ، سپس در زمين خاكى جريان پيدا مىكند ، نه خشك مىشود و نه فاسد و كثيف و بعد به شكل طبيعى و يا به وسيلهى وسايل زمين مرده را سر سبز مىسازد ، چه نسبتى بين آب و بيرون آمدن صدها قسم گياهان ريز و متوسط و كلفت ( درختان ) و گلهاى لطيف و ميوههاى كوچك و بزرگ بامزههاى مختلف با خصوصيات رنگارنگ و با رنگهاى بهجتآور بىحساب متعدد و خواص مختلف فيزيكى و شيميايى آنها وجود دارد ؟ .
بلى همهى اينها به خاطر تكرر و كثرت ديدنها براى ما يك امر عادى شده كه گاهى جمعى از بىخردان ، آنها را تصادفى و زايدهى خاك مىدانند ؛ ولى عاقلان كه مغز إنسانى آنان كار مىكند ، در رنگريزى خدا متحير مىمانند ! ، به لايتناهى بودن علم و قدرت و حكمت خالق آنها اقرار مىكنند و هم زمين هم آب باران را مشتمل بر حقايق زيادى مىدانند ؛ بلى