بازار برود و فلان چيز را بياورد ؛ ولى دقت مى خواهد كه به قمار نرسد . « 1 »
تخصيص سنّت الله ، در بعضى موارد
در چندين آيهى قرآن از لزوم سنت الهى و عدم تبديل و تحويل آن خبر داده شده است ؛ ولى به شهادت خود قرآن بعضى از سنتهاى مهم گاهى به ارادهى خداوند به اسباب مهمتر تخصيص خورده است ، يك مورد ؛ در حبس طولانى حضرت يونس ( ع ) در شكم ماهى بود كه به خاطر تسبيح يونس ( ع ) و اقرار او بر ستم بر خود ، بر طرف شد ( صافات ؛ 144 ) .
مورد دوم : باز در باره عذاب امت يونس ( ع ) بود
« فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمانُها إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ »
( يونس : 98 ) ؛ پس چرا مردمى ( در موقع نزول عذاب ) كه ايمان آوردند ، نفعى به حال شان نداشته مگر قوم يونس ( ع ) وقتى ( در موقع نزول عذاب ) ايمان آوردند و آنان را تا وقت مردن شان بهره مند ساختيم .
احتمال دارد معناى آيه چنين باشد : چرا جمعى از مردم به موقع ايمان نياوردند تا به حال آنان نفع مىرسانيد ؛ مگر امت يونس وقتى ايمان آوردند عذاب خوار كننده را از آنان در زندگانى دنيا بر طرف كرديم و تا مدتى آنها را بهرمند نموديم و نجات ابراهيم ( ع ) از سوختن در آتش نيز چنين بود .
به طور كلى معجزات انبياء به ارادهى خداوند بر سنن ثابته در مواردى از باب تأثير علل قوىتر بر علل قوى ، مقدم شده است .
سخنى در مورد فرشتهها
« وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ؛ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
( الصافات : 165 ، 166 ) ؛ هر يك از ما ، مقام معلومى دارد و همه ما در صف ( فرمانبرى خداوند ) ايستادهايم و همه از تسبيح كنندگان
هامش
( 1 ) - نگارنده در كتاب قضا و شهادت از قرعه بحثى نموده است .