بتپسرتان انجام داد و باعث سرشكستهگى و خجالت آنان شد .
ولى جاى تعجب اينجا است كه وقتى حضرت ابراهيم خليل الرحمن ( ع ) از منجنيق ميان آتشهاى افروخته و مشتعل افتاد و همه او را ، صحيح و سالم ديدند ، نه نمرود پادشاه و نه بتپرستها ايمان آوردند و نه در بتخانهها بسته شدند ، و اگر عدهى اندك به خدا و رسول او ابراهيم ( ع ) ايمان آوردهاند ، ايمان خود را مخفى نگهداشتهاند ، در حالى كه انتظار مىرفت همه به رسالت حضرت ابراهيم ( ع ) ايمان آورند .
جمعى از مردم عوام ، و حتى عدهاى از علما ، فكر مىكنند : اگر امروز علماى بزرگ اسلامى قدرت معجزه را مىداشتند ، كفار عصر ما ، داخل دين اسلام مىشدند ! در حالى كه تاريخ انبياء و مردمى كه به سوى آنان ، انبياء ، مبعوث شدهاند ، شهادت مىدهند كه معجزه نقش رئيسى در هدايت مردم نداشته است ، تنها اخلاق انبيا ، و واقعيتها و آموزههاى دينى بوده است كه مردم به دين علاقه پيدا كردهاند .
بررسى طرز تفكر و اخلاق و اخلاص علماء و استدلال منطقى ، نقش رئيسى در جلب مردم به دين دارد « 1 » و اين بحث دامنهاى وسيعى دارد .
الياسين
« سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ ؛ إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ؛ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ » (
صافات : 130 ، 131 ، 132 ) ؛ بعيد نيست « الياسين » نام ديگر حضرت الياس ( ع ) باشد ؛ و الله العالم . و در آيهى بعدى ضمير مفرد به سوى او برگشته و در آيهى وسط بين اين دو آيه ، او را مستحق جزاى محسنين دانسته است .
هامش
( 1 ) - در موضوع شق القمر خاتم النبيين ( ص ) نيز نگارنده در كتب تاريخ و تفسير و حديث نديده است كسى ايمان آورده باشد !