مشهور كه كنايه از نادارى توست حمل مىكند و تو معناى حقيقى آن را قصد مى كنى كه در دستت چيزى نيست . كسى مىگويد : فردا شب مهمان منى و تو نمى خواهى دعوت او را قبول كنى و نه او را ناراحت كنى ، مىگويى من شغلى دارم ، قصد تو نماز خواندن و يا مطالعه است و اين كلام شرعاً دروغ نيست و توريه است .
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ
( ص : 29 ) ؛
كتابى است پر خير و بركت ، كه آنرا به سوى تو فرو فرستاديم ، دانشمندان آيات او را تدبر كنند و خردمندان تذكر يابند ( تا به سوى حق هدايت شوند و يا تا حجت براى قاصرين و يا عليه مقصرين و متعمدين باشد ) .
توريه
به نظر كثيرى از فقهاء ، توريه شرعاً جايز است اگر مشكل شرعى از جهت ديگر نداشته باشد ، به هرحال ، دروغ نيست تا به خاطر دروغ حرام باشد ؛ ولى اگر مشكلى ديگر داشت از آن جهت حرام مىشود ؛ مثلا حق كسى را نزد قاضى انكار مىكنى و مىگويى من از او قرض نكردهام و يا با او معاملهاى نكردهام كه مديون مدعى باشم ؛ قصد مىكنى قرض و دين قبل از روز معامله و يا روز بعد را كه كلام تو راست است و دروغ نگفتهايد ؛ ولى انكار حق مردم حرام است و ايصال حق آنان واجب ، و هكذا در بسيارى از موارد ديگر .
توريه مطابق شأن بسيارى از مؤمنين نيست ، لذا جز در موارد خاصى ، مناسب نيست توريه نمود ، اگر حضرت ابراهيم ( ع ) واقعاً دردمند نبوده كه در احاديث چنين آمده است ، توريه او خيلى مهم بوده ، او مىخواست بتخانه ، خلوت شود تا همه بتها را به جز بت بزرگ ، بشكند و به بتپرستان ثابت كند كه اين اشياى بىجان ، از خود دفاع نمىتوانند پس چگونه ازشما دفع بلا مىكنند ؟ عبادت آ نها حماقت و خلاف عقل است و همان كار را در غيبت