تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
بوده باز هم همين سؤال مهم وارد است . شعيب و هود و صالح و غيرهم هرچند پيامبران قوم عرب بوده‌اند ؛ ولى در نقاط مخصوص بودند مثلًا شعيب در مدين بود كه در مرز كشور اردن فعلى كه امروز به نام معان ياد مىشود بوده و از نگاه ارتباطات آن روز از مردم مكه و مدينه و دور تر از آن‌ها را انذار نمىتوانسته و حجّت خداوند بر آن‌ها تمام نشده است . به هرحال از زمان نبوّت ابراهيم و اسماعيل و هود و صالح و شعيب سلام الله عليهم تا زمان پيامبر اسلام بر همه اين مردم كه احتمالًا در حدود دو هزار سال - يا كمتر و بيشتر گذشته آيا به چهار پيامبر حجّت شرعى تمام شده است قطعاً نشده است . و اين سؤال در مورد مردم آمريكاى شمالى و جنوبى و آفريقا و حتّى در آسيا ؛ مانند تركستان سابق و افغانستان و آسيايى مركزى و آسياى ميانه و هند سابق و مالزيا و اندونيزيا و . . . نيز متوجّه مىشود . بنابراين به طور قطع ثابت مىشود كه علّت غايى اولى از خلقت انسان عبادت و عمل به دين نبوده و گرنه خلقت او لغو مىشده تعالى الله عنه علواً كبيرا ، بلى تدين به دين و ايمان به خدا و قيامت علّت ثانوى بوده كه مشروط به اتمام حجّت بر آنان بوده است . دقّت كنيد كه مطلب دقيق است و من كسى را نديده ام كه در اين موضوع چيزى را به صراحت و يا به اشاره گفته باشد و اين موضوع در ذهن اين طالب العلم پس از سن هشتاد سالگى افتاد . والله العالم بخلقه و به علّت غايى اولى از ايجاد انسان . العلم للرحمن جلّ جلاله و سواه فى جهالته يتغمغم . چيزى ديگرى كه امروز 16 / 1 / 1396 شمسى به ذهنم رسيد كه در قرآن آياتى وجود دارد كه به پيامبر صراحة گفته مىشود كه انذار و دعوت تو در بين جمعى تأثير ندارد :
« إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَ أَجْرٍ كَرِيمٍ »
يس : 11 ؛
« وَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
يس : 10 ؛ تنها تو ( مىتوانى ) كسى را بترسانى كه ( حالت نفسانىاى داشته باشد ) كه پيرو قرآن بوده و از خداوند رحمان در دل ترس ( و خشوع ) داشته