تفسير سورهى سبأ « 1 »
علم خداوند
« عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ »
سبإ : 3 ؛ بعيد نيست بگوييم همهى ماسوى الله آسمانها و زمين ( زمينهاى هفتگانه ) و آنچه در آنها است مىباشد ، و چيزى از موجودات امكانى خارج از اين ها نيست . البته تعداد همهى سموات و كهكشانها تا كنون به كسى معلوم نيست و نه حقايق موجوده در آنها به جز ملائكه ها كه مفهوم آنان را به گفته قرآن مىدانيم .
در اين آيه علم تفصيلى خداوند به همه ذرات كه احتمالًا اتمها و اجزاى آنها ؛ بلكه و اجزاى اجزاى آنها تا چه رسد به سلولها باشد ، بيان شده است و نيز احتمال مىرود كه مراد ، ذرات عرفى باشد نه ذرات علمى . والله العالم .
صدر آيه ظهور در تعلّق علم خدا به مقدار ذرات خارجى دارد و ذيل آن در علم او به وجود كتبى آنها . به هرحال ثبت اشياء در كتاب آشكار مسبوق به علم ثبت كننده به اشياى مذكور است ، مطلب از نظر عموم علم خداوند روشن است بحث در تركيب لفظى آيه است .
مسألهء علم خدا به موجودات خارجى از نظر دلايل عقلى كلام و حكمت بسيار روشن است
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
الملك : 14 ؛ ولى موضوع علم واجب الوجود در ازل به همه اشياى ممكنه تا ابد ، بسيار پيچيده و مشكل است و من نديدم كسى را كه برهانى بر اثبات آن اقامه كرده باشد . مگر حكيم شهير صدرالدين شيرازى در كتاب بزرگ اسفارش ، كه آن را بر اساس قاعده بسيطة الحقيقة كل الأشياء و ليس بشئٍ منها ( كثرت در
هامش
( 1 ) - سوره سبأ مكى و داراى 54 آيه و داراى 777 كلمه و 3130 حرف است ؛