تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
دشمن موسى بود - خانه موسى شده بود ! ! - فرار كند كه جانش در مصر در خطر قرار گرفته بود از مصر با پاى پياده و بدون زاد و توشه به طرف اردن رفت و در دهكده مدين كه امروز به نام شهر معان ياد مىشود كه در مرز كشور اردن و عربستان واقع شده است ، به سر چاه آبى رسيد و تنها در آرزوى قرص نانى بود كه گرسنگى شديد خود را دفع كند و فاقد همه وسايل زندگانى بود ، ولى رحمت حق به سراغ او رسيد ، حقى كه مسبب الاسباب است ، حقى كه ربّ و مدبّر كائنات است . موسايى كه مسافر خايف و درمانده و خسته و كوفته و فاقد همه وسايل است در چند مترى چاه نشسته و از خدا قرصى از نان مىخواهد و هيچ كس را نمى شناسد و نه از كسى توقعى دارد ؛ ولى دو سه ساعت بعد صاحب خانه و زندگانى آرامى شد كه همه وسايل فراهم شد در خانه كى ؟ در خانه كسى كه به فكر موسى نمى رسيد در خانه حضرت شعيب ، پيامبر بزرگوار خدا كه در زندگانى آينده او مؤثر بود ، موسى در همين خانه صاحب زن شد ، مهمتر اين‌كه او داماد شعيب بود و روزى هم كه موسى با اهل خود خانه شعيب را ترك كرد با گوسفندان زياد ترك كرد كه از شير و پشم آن‌ها خود كفا بود و بالاتر از همه در بين راه به مقام عالى نبوّت و رسالت و حتّى ولايت عزمى رسيد كه سرآمد همه مناصب و درجات عاليه الهى و روحانى مىباشد ، او به فكر اين مقام نبود ؛ بلكه به اميد قبسى از آتش آمده بود كه با سردى آن شب كه مسافران به آن نياز دارند مبارزه كند كه ناگهان مأمور مبارزه با سركش‌ترين فرد زمان خود ، فرعون شد . عيسى مىآيد كه مانند درويشان و تاركان دنيا چيزى در بساط ندارد و با جمع قليلى از اصحاب خود پياده روى مىكند چراغ شب او مهتاب آسمان و مركب او پاهاى مباركش بود با كمال تواضع مرضهاى لا علاج را به اذن خدا علاج مىكند و مردگان را به اذن خدا زنده مىگرداند و يهوديان با او دشمنى مىكنند و بالآخره خدا او را پس از قبض روح زنده
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 311 | الشيخ محمد آصف المحسني