مردم ( ظلم ) و ستم به خدا و دستورات او ( علم ) به مقام خيرالبريه برساند .
از همه اين مطالب فهميده شد كه مراد از امانت همين دين يا استعداد عالى انسان براى تلقّى دين است و خلافت او نيز همين مفهوم را مىرساند و آيهء بعدى ( آيه 73 ) بهترين قرينه و دليل بر همين تفسير است . والله العالم .
آسمانها و زمين خداوند را تسبيح مىكنند
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
الإسراء : 44 هيچ چيزى در حلقه وجود نيست مگر اينكه خدا را تسبيح و حمد مىكنند ، لكن شما تسبيح آنها را نمىفهميد . البته تسبيح آنها محدود است و با وسعت دايره تكامل آدمى و راه دراز سعادت و شقاوت او قابل مقايسه نيست ، خصوصاً كه اختيار و اراده و علم او نيز از همه انسانها و زمين بيشتر است ، و جواب منفى كوهها و زمين كه ناشى از نقص استعداد و ترس از ناكامى بوده ، ممكن است به زبان حال باشد و نيز مراد به عرضه ، عرضه خارجى نباشد ؛ بلكه عرضه علمى - در علم خداوند - باشد . ولى احتمال دارد در آن موقع به آنها عقل افاضه شده باشد كه مؤيد آن ، اشفاق و ترس و هراس آنها از قبول اين امانت بوده است . والله العالم .
بعيد است كه مراد از آسمانها ، تنها ستارهها و سيارههاى جامد باشد ؛ بلكه احتمال مىرود كه اهل آسمانها و زمين ها همه باشند ؛ ولى ذكر جبال ( كوهها ) احتمال مذكور را تضعيف مىكند . والله العالم .
به هرحال به نظر صاحب الميزان مراد از امانت ، كمالى است كه از ناحيهى تلبّس و نيز داشتن اعتقادات حق و تلبّس به اعمال صالح و سلوك طريقه كمال حاصل شود . . . و خداوند انسان حامل آن امانت را براى خود خالص كند . . . و چنين كسى خدا متولّى امور اوست ، پس امانت ولايت الهى است و جز ؛ ولايت الهى هيچ موجودى در امور حامل اين امانت مداخله ندارد ؛ چون خدا او را براى خود خالص كرده است .