بيار معركه جنگ خندق شدند و مشركين عرب را تشويق به جنگ كردند و آمادگى خود را در اين جنگ به همراهى مشركين عليه مركز مدينه اعلام داشتند .
پس از شكست غير مترقّب مشركين ديگر همه چيز روشن شده بود و مسلمانان بر آنانىكه نقش ستون پنجم را بازى مىكردند ، حمله كردند و مركز اسلامى را براى هميشه از دشمنان پاك كردند و از آنجا كه مشركين از شكست جنگ خندق ذليلانه برگشته بودند طبق پيش بينى اى كه از آن حضرت ( ع ) نقل شده بود ديگر قدرت تهاجمى خود را از دست دادند و اين مسلمانها بودند كه براى آزادى انسانها از خرافات شرك پيش قدم مىشدند و پيروز مى گرديدند .
در جنگ خندق كه قريش مكه و عدهاى از اقوام ديگر عرب براى نابودى پيروان دين جديد آسمانى و پيامبر شان كه به گفته بعضى از مورّخين به سه هزار نفر مى رسيدند آماده شده بودند كه به مدينه آمدند و ديدند كه اطراف مدينه خندق حفر شده بود و عربها آن را كه به پيشنهاد سلمان فارسى كه در ايران ديده بود و به حضرت پيامبر ( ص ) پيشنهاد كرده بود و به زحمت زياد مسلمانان حفر شده بود ، ديدند و نتوانستند بر ساكنين شهر مدينه هجوم ببرند ، به آن طرف خندق متوقّف شدند تا پس از چند روز از يك حصّه باريك خندق ، عمرو بن عبدَود با چند نفر عبور كردند و از لشكر اسلام مبارز طلبيدند ، مىگويند عمرو بن عبدَود را به هزار جنگجو برابر مىدانستند و از مسلمانان كسى به جنگ انفرادى با او رغبت نشان نداد و تنها على ( ع ) كه جوان بود حاضر شد كه با او برزمد و از حضرت نبوى اجازه خواست و به ميدان رفت و به سرش ضربت عمرو خورد ؛ ولى على ( ع ) شمشيرى به پاى او زد و او را انداخت و سرش را بريد كه با استقبال گرم پيامبر ( ص ) و مسلمانان رو برو شد و آن حضرت ( ص ) كلماتى در وصف على ( ع ) گفت كه يك جمله آن به نقل مورّخين « 1 » اين بود : مبارزه على ( ع ) با عمرو
هامش
( 1 ) - از جمله حاكم در مستدرك ، ج 3 / 32 .