به هرحال از قرآن براى غير از پنج رسول مكرّم ياد شده شريعتى براى انبياى ديگر ثابت نشده است ؛ بلى انبياى ديگر بينات ( معجزات ) داشتهاند كه مكرّرا در آيات قرآنى آمده است . ولى ظاهراً جمعى از انبياء كتاب داشتهاند مثلًا در سوره انعام بعد از اينكه نام ابراهيم و اسحاق و يعقوب و نوح و داود و سليمان و ايوب و يوسف و لوط را ذكر مىكند در آيه 88 مىفرمايد :
« أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ . . . »
الأنعام : 89 ؛ ظاهر آيه اين است كه همه نامبردگان داراى كتاب بودهاند . و قال تعالى :
« يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا »
مريم : 12 ؛ و قوله تعالى :
« جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ »
فاطر : 25 ؛
جنگ احزاب
جنگ با بنى قريظه در سال پنجم هجرى و اخراج نهايى يهوديها از مدينه
در 19 آيه از آيه 9 تا آيهء 27 سوره مباركه احزاب ، جنگ احزاب ( خندق ) و جنگ بنى قريظه ذكر شده است . در اطراف مدينه از ايام پيش سه دسته يهوديان به نام هاى بنى نضير و بنى قينقاع و بنى قريظه وجود داشتند ، اجداد اينان از جاهاى ديگر آمده بودند كه بر اساس پيشگوييهاى يهود ، پيامبرى از جانب خدا در نزديكى هاى اين سرزمين مبعوث مىشود و ما بايد به او ايمان بياوريم . ولى نيت خير پيشينيان يهود نتيجه معكوس ببار آورد ، وقتى پيامبر اسلام از مكه به مدينه هجرت كرد چنين نشد ، نوادگان آنان هيچ وقت به پيامبر ( ص ) جز چند تن معدود و قليل ايمان نياوردند ؛ بلكه با مشركين قريش و غير قريش مشغول توطئه عليه دين اسلام بودند ، در حالىكه با آن حضرت پيمان بسته بودند كه با دشمنان او همكارى نكنند ؛ بلكه با مسلمانان همكارى كنند ، و مسلمانان متعرّض آنان نشوند .
ولى دسته اول در سال چهارم هجرى و دسته دوم در سال دوم آن ، پيمان شكنى كردند و به جنگ رويارويى پرداختند و مجبور شدند دسته اول جمعى به سوى خيبر و جمعى به سوريه فعلى ( شام ) رفتند و دسته دوم به اذرعات شام رفتند و دسته سوم بنى قريظه در سال پنجم آتش