قومى كه سابق نذير نداشته اند
تا بترسانى مردمانى را كه پيش از تو براى آنان بيم دهنده اى نيامده بود ممكن است بگوييم اين آيه با آيه :
« وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ »
فاطر : 24 ؛ و آيه
« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ )
منافات دارد ؛ ولى كم ترين جوابى كه براى رفع منافات بدهيم تخصيص اين دو آيه به آيه اول است . بلى اين سؤال پيش مى آيد كه چرا خداوند براى اتمام حجت بر عاصيان بالقوه و تكامل مطيعان بالقوهء آنان حجتى نفرستاد ؟ بلكه نفرستادن نذير با علت غايى خلقت منافات دارد .
« وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ، إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ »
هود : 118 و 119 ؛ مگر اينكه اين رحمت رحمت رحمانى تكوينى باشد . ولى مشكل است .
جواب اين سؤال براى مشهور دانشمندانى كه عبادت را علت غايى اولى انسان مىدانند ، سنگين خواهد بود ولى براى مؤلف سهل است ؛ چون قبلًا گفتم عبادت غايت ثانوى است نه غايت اولى . ( دقّت شود ) قابل ذكر است كه حضرت اسماعيل در مكّه بوده و مسلماً نذير و نبى بوده ؛ ولى پس از فوت ايشان از نگاه تاريخ ثابت نيست كه اين دو شهر يا قوم قريش نذير و نبى داشته بوده باشند . و اين هم ثابت نيست كه مشمول انذار و هدايت انبياى بنى اسرائيل بوده باشند ؛ بلكه مشمول رسالت و ولايت عزمى ابراهيم و عيسى عليهماالسلام زيرا دليلى نداريم كه انبياء اولوالعزم بر همه بشر مبعوث شده باشند . بعلاوه اگر رسولى در نقطه ديگرى از زمين رسالت او شامل مكّه و مدينه و يا عربستان مى شد حتماً در منابع دينى يا تاريخى از آن ذكرى به عمل مى آمد كه حد اقل اينجانب از آن بى خبر است .
خلقت آسمانها و زمين در شش روز
« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ . . »
السجدة : 4 ؛ در روضه كافى به سند معتبر نام هاى اين شش روز از يكشنبه تا روز جمعه نقل شده است و علم اين حديث بايد به گوينده اش ارجاع داده شود ؛ چون قبل از خلق آسمانها و زمين شب و روزى وجود نداشته . و لذا جمعى شش روز را به شش دوره تأويل برده اند . والله العالم .