تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

چند مطلب پيرامون آيات فوق

1 - كلمه‌ى « اهون » و « يسير » ( اسانتر و آسان ) براى فهم منكرين است ؛ چون در ابداء ، ماده ، وجود ندارد ؛ ولى در اعاده ، ماده وجود دارد و گرنه همه‌ى كارهاى ممكن نسبت به قدرت نامحدود او برابر است فقط مىگويد : باشد پس مىشود . 2 - آيا مىشود كلمه‌ى خلق را به انسان و جن به قرينه‌ى « آيه 11 روم » ، تفسير كرد ؟ ظاهراً جواب منفى است . و آيا مىشود خلق را به گياهان ، به قرينه‌ى « أولم يروا كيف » - در آيه اخير - اختصاص داد ؟ مىگوييم . والله اعلم . 1 - ولى ملتزم شدن به اطلاق آيات كه همه چيز مخلوق پس از نابودى دوباره محشور و اعاده مىشود ، از نظر من بسيار بسيار مستبعد است . 2 - موضوع به خاطر اهميت آ ن در سه مرتبه درمباحث گذشته تكرار شده است .

انضباط اخلاقى

« بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ »
الروم : 29 ؛ بلكه ستمكاران از هوى و خواست‌هاى نفسانى خود بدون علم پيروى كرده‌اند . پس كى هدايت مىتواند كسانى را كه خداوند آنان را گمراه ساخته و براى آنان يارى دهنده‌اى نيست . ستمگر از هوس‌هاى خود بدون علم ( به عواقب آن‌ها ) به اراده‌ى خود مستحق اضلال حق مىشود و راه كمال و سعادت خود را گم مىكند ؛ وقتى خدا كسى را به پيروى خودش از بيراهه ، گمراه سازد كسى او را راهنمايى نمىتواند و نه كسى به او كمكى مىتواند . انسان به توفيق خدا بايد بداند كه زندگانى حاضر دو راه بيشتر ندارد : راه هوس‌ها و تمايلات نفسى ( شهوانى و غضبى ) كه راه سراشيبى و سقوط است و ناكامى . و راه مستقيم فطرى و إلهى وكامل .