بود ؛ ولى خوانندگان اين كتاب بايد متوجه باشند همه احاديثى را كه مؤلفين اين تفسير ( تفسير نمونه ) نقل كرده بودند ، از نظر اسانيد فاقد اعتبار است و نگارنده ضمانتى در برابر آن ها ندارد .
تفاسير و كتب تواريخ و . . . هيچ گاه خود را مقيد به احاديث معتبرة السند نمى كنند و در نقل روايات مجهول السند و ضعيف السند رفع مسئوليت نمى كنند كه كار زشتى است . و اين نويسنده از همين جهت همه احاديث معتبرة السند را در كتابى به نام " معجم الاحاديث المعتبرة " جمع و طبع نمودم كه در مدت اندك فعلا مقدمات طبع سوم آن آماده مىشود ؛ دو طبع اول آن در هشت جزء بود ، ولى طبع سوم آن كه - انشاء الله - بهتر از دو طبع اول است ، در اجزاى بيشترى عرضه خواهد شد .
به هر حال صاحب الميزان مانند جمع ديگر به اين پندار است كه خبر واحد فقط در فقه حجت است و در غير آن حجت نيست . نويسندگان تفسير نمونه مطلق روايات را نقل مى كنند و معلوم است كه خبر مجهول و ضعيف لياقت تفسير قرآن را ندارد .
نگارنده قصد دارد پس از اتمام تفسير آيات قرآن ، همه احاديث معتبرة السند را كه در تفسير آيات نازل شده ، جمع آورى و در آخر تفسير چاپ كند ؛ تا اراده خداوند چه باشد .
« وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » .
« 1 » ( سوره قصص ، آيه 14 ) .
از اين آيه و آيه بعدى دانسته مىشود كه موسى قبل از نبوت فرد مؤمن به خدا بوده و خداوند به او حكمت علم داده و پس از كشتن قبطى كافر به هر دليلى كه بوده از خداوند طلب مغفرت كرده و خداوند او را آمرزيده است .
هامش
( 1 ) - و هنگامى كه ( موسى ) نيرومند و كامل شد ، حكمت و دانش به او داديم ؛ و اين گونه نيكوكاران را جزا مىدهيم .