ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر معنى در پايان آيه مىگويد : " آنها نمىدانستند چه مىكنند "
( وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ) .
آرى آنها نمىدانستند كه فرمان نافذ الهى و مشيت شكستناپذير خداوند بر اين قرار گرفته است كه اين نوزاد را در مهمترين كانون خطر پرورش دهد ، و هيچ كس را ياراى مخالفت با اين اراده و مشيت نيست ! .
نكته : برنامه عجيب الهى
قدرتنمايى اين نيست كه اگر خدا بخواهد قوم نيرومند و جبارى را نابود كند لشكريان آسمان و زمين را براى نابودى آنها بسيج نمايد .
قدرتنمايى اين است كه خود آن جباران مستكبر را مامور نابودى خود شان سازد و آن چنان در قلب و افكار آنها اثر بگذارد كه مشتاقانه هيزمى را جمع كنند كه بايد با آتشش بسوزند ، زندانى را بسازند كه بايد در آن بميرند ، چوبه دارى را بر پا كنند كه بايد بر آن اعدام شوند ! .
و در مورد فرعونيان زورمند گردن كش نيز چنان شد ، و پرورش و نجات موسى در تمام مراحل به دست خود آنها صورت گرفت :
قابله موسى از قبطيان بود ! سازنده صندوق نجات موسى يك نجار قبطى بود ! گيرندگان صندوق نجات از امواج نيل " آل فرعون " بودند ! بازكننده در صندوق شخص فرعون يا همسرش آسيه بود ! و سرانجام كانون امن و آرامش و پرورش موساى قهرمان و فرعونشكن همان كاخ فرعون بود ! .
آنچه در اين چند صفحه در مورد ولادت موسى از يك تفسير ديگر نقل شد ، بسيار جالب