تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
فرشته موت گفت من ( فعلا ) دستور يافته ام كه تو را به حالت خودت ترك كنم ، تا خودت مرگ را بخواهى ! موسى مدتى باقى ماند . روزى به مردى گذشت كه قبرى را مىكند ، به او گفت مىشود كه تو را در كندن اين قبر كمك كنم ؟ آن مرد گفت بلى ، پس او در حفر قبر كمكش كرد و لحد آن را نيز كند ، آن مرد خواست كه در بين لحد قبر بخوابد تا ببيند ( به اندازه مطلوب رسيده است ؟ ) موسى گفت من مى خوابم و دراز كشيد و مكان يا منزل خود را در بهشت ديد ( اين هم نعمت غير مترقبه ديگر ) ! به خدا عرض كرد كه روح مرا بگير ، پس از آن ملك الموت روح ( مقدس ) ارو را گرفت و او را در همان قبر دفن كرد ، و آن حفر كننده قبر ملك الموت بود به صورت مرد . « 1 » از اين جهت است كه كسى قبر موسى را نمى داند . خداى مهربان چنين مصلحتى براى اين پيامبر اولى العزم خود ديده بود كه كسى او را زيارت نكند و قبرش مجهول بماند . « فسلام الله ، عليه يوم ولد و يوم مات و يوم يبعث حيّا » . معلوم نشد چند سال عمر كرده و چگونه در آن بيابان تنها بوده . معامله خداوند با دوستانش گاهى چنين است . موسى ظاهرا بدون غسل و كفن و نماز دفن شد و به سوى پروردگارش شتافت در حالى كه خداوند از او راضى بود و او از خداوند . در زندگى او اولا حكومت ملحد و ستمگرى بود كه در رأس آن فرعون متكبرى بود كه ادعايى خدايى داشت . چون برا و پيروز شد و بنى اسراييل را از ستم او نجات داد ، در مقابل قارون خر پول قرار گرفت كه ثروت زياد او ، او را اولا از انفاق كردن در راه خدا جلوگيرى
هامش
( 1 ) - معجم الاحاديث المعتبرة ، ج 1 ، ص 411 .