تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
بزرگ كنيد ! . « 1 » از آيه بعد استفاده مىشود كه مشاجره و درگيرى ميان فرعون و همسرش و احتمالا بعضى از اطرافيان آن ها بر سر اين نوزاد درگرفته بود ، چرا كه قرآن مىگويد : " همسر فرعون گفت اين نور چشم من و تو است ، او را نكشيد ، شايد براى ما مفيد باشد ، يا او را به عنوان پسر انتخاب كنيم " !
( وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ) .
به نظر مىرسد كه فرعون از چهره نوزاد و نشانه‌هاى ديگر - از جمله گذاردن او در صندوق و رها كردنش در امواج نيل - دريافته بود كه اين نوزاد از بنى اسرائيل است ، ناگهان كابوس قيام يك مرد بنى اسرائيلى و زوال ملك او به دست آن مرد بر روح او سايه افكند ، و خواهان اجراى قانون جنايت‌بارش در باره نوزادان بنى اسرائيل در اين مورد شد ! . اطرافيان متملق و چاپلوس نيز فرعون را در اين طرز فكر تشويق كردند و گفتند دليل ندارد كه قانون در باره اين كودك اجرا نشود ؟ ! اما " آسيه " همسر فرعون كه نوزاد پسرى نداشت و قلب پاكش كه از قماش درباريان فرعون نبود كانون مهر اين نوزاد شده بود در مقابل همه آن‌ها ايستاد و از آنجا كه در اين گونه كشمكش هاى خانوادگى غالبا پيروزى با زنان است او در كار خود پيروز شد ؟ و اگر داستان شفاى دختر فرعون نيز به آن افزوده شود دليل پيروزى آسيه در اين درگيرى روشنتر خواهد شد .
هامش
( 1 ) - راغب " در " مفردات " مىگويد : فرق " خاطى " و " مخطى " اين است كه خاطى به كسى مىگويند كه دست به كارى مىزند كه به خوبى از عهده آن برنمىآيد ، و راه " خطا " طى مىكند ، اما مخطى به كسى مىگويند كه دست به كارى مىزند كه خوب از عهده آن برمىآيد اما اتفاقا خطا مىكند و خراب مىنمايد .