تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
شايد صبحگاهانى بود كه هنوز چشم مردم مصر در خواب ، هوا كمى روشن شده بود ، مادر نوزاد خود را همراه صندوق به كنار نيل آورد ، پستان در دهان نوزاد گذاشت ، و آخرين شير را به او داد ، سپس او را در آن صندوق مخصوص كه همچون يك كشتى كوچك قادر بود بر روى آب حركت كند گذاشت و آن را روى امواج نهاد . امواج خروشان نيل صندوق را به زودى از ساحل دور كرده ، مادر در كنار ايستاده بود و اين منظره را تماشا مىنمود ، در يك لحظه احساس كرد قلبش از او جدا شده و روى امواج حركت مىكند ، اگر لطف الهى قلب او را آرام نكرده بود ، فرياد مىكشيد و همه چيز فاش مىشد ! . هيچكس نمىتواند دقيقا حالت اين مادر را در آن لحظات حساس ترسيم كند ، ولى آن شاعره فارسى زبان تا حدودى اين صحنه را در اشعار زيبا و با روحش مجسم ساخته است ، مىگويد :
مادر موسى چو موسى را به نيل * در فكند از گفته رب جليل خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه * گفت كاى فرزند خرد بى گناه ! گر فراموشت كند لطف خداى * چون رهى زين كشتى بى ناخداى ! وحى آمد كاين چه فكر باطل است ! * رهرو ما اينك اندر منزل است ! ما گرفتيم آنچه را انداختى ! * دست حق را ديدى و نشناختى ! سطح آب از گاهوارش خوشتر است * دايه‌اش سيلاب و موجش مادر است ! رودها از خود نه طغيان مىكنند * آنچه مىگوئيم ما آن مىكنند ! ما به دريا حكم طوفان مىدهيم * ما به سيل و موج فرمان مىدهيم !
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 190 | الشيخ محمد آصف المحسني