تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
كرد ، ناگهان صداى گريه‌اى از درون تنور برخاست مادر به سوى تنور دويد ، ديد خداوند آتش را براى او برد و سلام كرده است ( همان خدايى كه آتش نمرودى را براى ابراهيم سرد و سالم ساخت ) دست كرد و نوزادش را سالم بيرون آورد . اما باز مادر در امان نبود ، چرا كه ماموران چپ و راست در حركت و جستجو بودند ، و شنيدن صداى يك نوزاد كافى بود كه خطر بزرگى واقع شود . در اينجا يك الهام الهى قلب مادر را روشن ساخت ، الهامى است كه ظاهرا او را به كار خطرناكى دعوت مىكند ، ولى با اين حال از آن احساس آرامش مىنمايد . اين يك ماموريت الهى است كه به هر حال بايد انجام شود ، و تصميم گرفت به اين الهام لباس عمل بپوشاند و نوزاد خويش را به نيل بسپارد ! . به سراغ يك نجار مصرى آمد ( نجارى كه نيز او از قبطيان و فرعونيان بود ! ) از او درخواست كرد صندوق كوچكى براى او بسازد . نجار گفت : با اين اوصاف كه مىگويى صندوق را براى چه مىخواهى ؟ ! مادر موسى گفت من از بنى اسرائيلم ، نوزاد پسرى دارم ، و مىخواهم نوزادم را در آن مخفى كنم . اما نجار قبطى تصميم گرفت اين خبر را به جلادان برساند ، به سراغ آن‌ها آمد ، اما چنان وحشتى بر قلب او مستولى شد كه زبانش باز ايستاد ، تنها با دست اشاره مىكرد و مىخواست با علائم مطلب را بازگو كند ، مامورين كه گويا از حركات او يك نحو سخريه و استهزاء برداشت كردند او را زدند و بيرون كردند . هنگامى كه بيرون آمد حال عادى خود را باز يافت ، اين ماجرا تكرار شد ، و در نتيجه فهميد در اينجا يك سر الهى نهفته است ، صندوق را ساخت و به مادر موسى تحويل داد .
افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 189 | الشيخ محمد آصف المحسني