يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ » .
( سوره قصص ، آيات 7 ، 8 و 9 ) . « 1 »
در اين كتاب مقدار زيادى در مورد حضرت موسى ( ع ) و بنى اسراييل صحبت شد ، و اين هم در مورد سه آيه اوايل سوره قصص به نقل از بعضى تفاسير ديگر :
« ما به مادر موسى وحى فرستاديم ( و الهام كرديم ) كه موسى را شير ده و هنگامى كه بر او ترسيدى او را در دريا بيفكن " !
( وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ ) .
" و ترس و اندوهى به خود راه مده "
( وَ لا تَخافِي وَ لا تَحْزَنِي ) .
" چرا كه ما قطعا او را به تو باز مىگردانيم ، و او را از رسولان قرار خواهيم داد "
( إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ) .
اين آيه كوتاه مشتمل بر دو امر ، و دو نهى ، و دو بشارت است كه مجموعا خلاصهاى است از يك داستان بزرگ و پر ماجرا كه فشردهاش چنين است :
دستگاه فرعون برنامه وسيعى براى كشتن " نوزادان پسر " از بنى اسرائيل ترتيب داده بود ، و حتى قابلههاى فرعونى مراقب زنان باردار بنى اسرائيل بودند .
در اين ميان يكى از اين قابلهها با مادر موسى دوستى داشت ( حمل موسى مخفيانه صورت
هامش
( 1 ) - ما به مادر موسى الهام كرديم كه : « او را شير ده ؛ و هنگامى كه بر او ترسيدى ، وى را در دريا ( ى نيل ) بيفكن ؛ و نترس و غمگين مباش ، كه ما او را به تو بازمىگردانيم ، و او را از رسولان قرار مىدهيم ! » ( هنگامى كه مادر بفرمان خدا او را به دريا افكند ) خاندان فرعون او را از آب گرفتند ، تا سرانجام دشمن آنان و مايهء اندوهشان گردد ! مسلّماً فرعون و هامان و لشكريانشان خطاكار بودند . همسر فرعون ( چون ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند ) گفت : « نور چشم من و توست ! او را نكشيد شايد براى ما مفيد باشد ، يا او را بهعنوان پسر خود برگزينيم ! » و آنها نمىفهميدند ( كه دشمن اصلى خود را در آغوش خويش مىپرورانند ) .