تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
چرا مردم ساده ما فكر نمى كنند كه اگر تعويذ نويسان مىتوانستند محبت پسر جوان را در ديل يك دختر دلخواه او و يا بر عكس محبت يك دختر جوان را در دل يك پسر داخل كنند ، چرا اين قدر فقير و بدبخت ماندند ، چرا براى خود تعويذ و جادو نمى كنند كه محبت خود را در دل يك پولدار داخل كند تا مصرف ماهانه او را بدهد و از بدبختى او را برهاند ؟ ! ! ! معلوم است هيچ كارى نمى توانند . قرآن كريم در يك جمله فال بد را باطل مىكند كه بدى و خوبى افراد به اراده خداوند دانا و توانا است ، و قضا و قدر او برهمه حاكم است .
( قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ ) .
انسان بايد طبق موازين عقلايى عقب خوش بختى خود برود و از بدبختى خود دور شود ، فال خوب و بد ( تطير و تفأل ) اثرى ندارد ؛ چرا ما در زندگانى خود را به خرافات مقيد سازيم و بيراهه برويم .

يك اتفاق عجيب

در دوران جهاد كشور ، من مدتى در اسلام آباد پاكستان بودم ، يك روز صبح يك رمال قندهارى از شهر كويته براى خودش يا به وسيله فردى ديگر ( يادم نيست ) تلفون كرد كه امروز براى شما يكى خربوزه مىآورد و نخوريد كه مسموم است ! ! من به آن پيام اعتنايى نكردم ، احتمالا نزديك ظهر يكى از پسر ماماهايم از پشاور به اسلام آباد آمد و يك خربوزه بزرگ با خود براى من تحفه آورد كه نصف پيش گويى اين رمال و تغويذ نويس قندهارى تحقق يافت ! شما اگر به جاى من مى بوديد چه كار مىكرديد ؟ آن را مى خورديد يا نه ؟ ! من خربوزه را به فاميل دادم كه پوست كنيد و شما هم بخوريد و براى من و مهمان هم بفرستيد ، بعد از غذا با فكر آرام خربوزه را خوردم كه هيچ ضررى به كسى نرسيد .