أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » .
« 1 » ( سوره نور ، آيات 2 و 3 ) .
ذيل آيه صراحت دارد كه اهل ايمان نمى توانند زن زانيه را و يا مرد زانى را به عقد نكاح خود در آورند .
و نيز نكاح مرد مشرك و زن مشركه بر زن و مرد مؤمن حرام است . و به نظر ما كفار مكلف به اصول و فروع دين خدا هستند و لذا بر آنان نيز نكاح زن و مرد مسلمان حرام است .
نكاح هرچند گاهى بر دخول و گاهى بر عقد اطلاق مىشود ، ولى مراد در اين جا عقد است ، « 2 » و فرقى هم بين كافر مشرك و غير مشرك نيست .
فروع اين بحث قرار زير است
1 - زنا گاهى موجب جلد و گاهى موجب رجم و گاهى موجب قتل است . و تفصيل آن را در جزء اول " حدود الشريعة فى محرماتها " ذكر نموده ام و در همه كتب مبسوطه اين تفاصيل بيان شده و محتاج به تكرار آن ها در اين كتاب نيست .
2 - احساسات انسانى در بسيارى از جوانب زندگانى اجتماعى كارساز و قداست دارد ، همان گونه كه تعقل ( احكام عقلى ) و ادراكات حسى آدمى بسيار مهم و نقش آفرين است . « 3 »
هامش
( 1 ) - هر يك از زن و مرد زناكار را صد تازيانه بزنيد ؛ و نبايد رأفت نسبت به آن دو ، شما را از اجراى حكم الهى مانع شود ، اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد ! و بايد گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند ! مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نمىكند ؛ و زن زناكار را ، جز مرد زناكار يا مشرك ، به ازدواج خود درنمىآورد ؛ و اين كار بر مؤمنان حرام شده است ! .
( 2 ) - دخول مجرد زناى محرم است ، طرفين آن دو مؤمن يا مشرك و يا يكى مشرك و ديگرى مؤمن باشند فرقى ندارد ، و اين آيه ناظر به اين فرض نيست .
( 3 ) - نگارنده كم بضاعت از جوانى به اين فكر بوده ام كه چند درصد ، آدمى در زندگانى اجتماعى و فردى خود عقلانى