سور ها فلسفهى وجودى خود را از دست دادند . قابل ذكر است كه قندهارى ها به اين ديوار ها قلاع مى گفتند ، و تا به امروز همين نام بين مردم مشهور است .
به هر حال همان گونه كه ديوار هاى بزرگ ، سرزمين ها و عمارات را از هم جدا مى كنند ، سوره هاى قرآن هم دسته هايى از آيات را از هم جدا مى سازند .
اصل اولى در احكام اين سوره
« سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ . » .
« 1 » ( سوره نور ، آيه 1 ) .
در اين جا دو بحث فقهى وجود دارد :
1 - آيا مىشود از كلمه " فرضناها " استنباط كنيم كه تمام اوامرى كه در اين سوره ذكر شده ، براى وجوب شرعى آمده است و همه نواهى مذكوره آن براى حرمت شرعى آمده ، مگر اين كه قرينه معتبرى بر اثبات استحباب و يا كراهت آن قايم شود ؟ بعيد نيست چنين باشد .
2 - در اين سوره به شهادت كلمه بينات ، آيه مجمل و متشابه وجود ندارد و ظواهر همه آيات حجت است ، مگر اين كه گفته شود خود آيه از متشابهات است و يا اقلا اطلاق نور بر خداوند متشابه است .
حرمت عقد زانى و زانيه
« الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ، الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً
هامش
( 1 ) - ( اين ) سورهاى است كه آن را فرو فرستاديم ، و واجب نموديم ، و در آن آيات روشنى نازل كرديم .