توضيح مختصر
اين هم جملاتى از تفسير الميزان ترجمه فارسى ( ج 14 ، ص 531 و ما بعد آن ) :
مراد از
« وَ الَّذِينَ هادُوا »
گروندگان به موسى و پيامبران قبل از او كه در موسى توقف كردند كه كتاب شان تورات است . و بخت النصر پادشاه بابل وقتى بر آنان در اواسط قرن هفتم قبل از مسيح مستولى شد و آن را سوزانيد و مدت ها به كلى نابود شد ، تا آن كه عزراى كاهن قرن ششم قبل از مسيح در پادشاهى كورش بر ايران ، بابل را آزاد نمود .
و مراد از " صابئين " پرستندگان كواكب نيست چون آيه ميان صابئين و مشركين مقابله انداخته بلكه - به گفته بعضى آنان عبارتند از معتقدين به كيشى كه حد وسط ميان يهوديت و مجوسيت است و كتابى دارند كه آن را به حضرت يحيى بن زكرياى پيغمبر نسبت دادهاند ، و امروز عامه مردم ايشان را ( صابئى ) مىگويند .
و مراد از " مجوس " قوم معروفى هستند كه به زرتشت گرويده اند ، كتاب مقدس شان " اوستا " نام دارد . اين قوم كتاب مقدس خود را در داستان استيلاى اسكندر بر ايران به كلى از دست دادند ، و حتى يك نسخه از آن باقى نماند ، تا آنكه در زمان ساسانيان مجددا نوشته شد ، آنچه از دين مجوسييت مسلم است كه براى جهان دو مبدأ تصور كردهاند ، يكى مبدأ خير ، و ديگرى مبدأ شر . اولى نامش " يزدان " و دومى " اهريمن " و يا اولى " نور " ، و دومى " ظلمت " است . و آتش را مقدس مى دانند .
و اما مراد از " مشركين " همان وثنىها هستند كه بت ها را مىپرستيدند ، و سه مذهب دارند ، يكى مذهب وثنيت صابئه ، و يكى وثنيت برهمائيه ، و سومى بودايى و بت پرستان حجاز و اماكن ديگر هرچه مى خواستند مى پرستيدند ، و اصل منظمى ندارند .