أنبياء و أولياء و استاذ و والدين هيچ اشكالى ندارد ، ولى اگر سيد المرسلين به قصد ربوبيت و اعتقاد رحمانيت او احترام و تعظيم شود موجب شرك است . « 1 » و بر اين معنا آيات قرآن دلالت مىكند . تفصيل اين بحث را در كتب ديگر خود ، آوردهايم .
طائفهاى كه از كم علمى و غباوت ، معناى عبادت را نفهميده اند و مسلمانان بهتر از خود را به شرك نسبت مى دهند و حتى دست آنان به خون مسلمين و مؤمنين رنگين است روز قيامت بمنزله قاتل همه مردم محشور مىشوند كه قهراً جايگاه شان جهنم است .
و ما چون اين موضوع را در كتب ديگر خود بطور مفصل نوشتهايم لازم نديديم آن را در اين كتاب تكرار نماييم و خداوند همه افراطيها را هدايت فرمايد .
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
استعانت در امور از غير خداوند چه إنسان باشد
« فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ »
( الكهف : 95 )
« وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »
( المائدة : 2 ) و چه از أسباب ديگر
« وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »
( البقرة : 45 ) جايز است كه به شرطى مستعان بعنوان واسطه باشد ؛ زيرا مستعان حقيقى و مسبب الأسباب واقعى خداوند است و آيه فوق جمله خبرى است كه حكايت از واقعيت حصر كمك خواستن از خداوند مىكند ، و اين حصر واقعيت عينى است و تنها خداوند مسبب الأسباب و چاره ساز است كه اگر بخواهد به بنده خود توسط أسباب طبيعى و مادى و توسط إنسانها و از راههاى مختلف و حتى غير متوقع كمك مىتواند و مىكند و جزء او موجود ديگر چنان قدرتى ندارد ، توسل به قدرتمندان وثروتمندان و وسايل مادى بعنوان يكى از وسايل فراهم
هامش
( 1 ) - بلى سجده براى غير خدا و لو به قصد ربوبيت او نباشد حرام است . و اگر به قصد ربوبيت باشد موجب شرك است . و بعبارت ديگر : تعظيم غير خدا و سجده براى او به قصد ربوبيت او موجب شرك عبادى مىشود و اعتقاد مجرد به ربوبيت غيرخدا هر چند بدون تعظيم باشد ، بازهم موجب شرك است . منتهى شرك فاعلى ، تنها تعظيم و كُرنِش غير بدون قصد ربوبيت ؛ مانند احترام أنبياء و أولياء اشكال ندارد ؛ بلكه مستحسن و نيكو است .« ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِالحج : 32