لازم خود عمل كرده و مىكند .
بنا براين هر كس از راه راست منحرف شده ، انحراف او بعد از ارايه إلهى و مخالفت با آن بوده است . و به عبارت ديگر كفّار و غير متابعين راه راست يا معاند و لجباز هستند « 1 » و يا جاهل مقصر كه براى تحقيق حق جستجو نكردهاند ، و هر دو دسته مستحق عقاب مى باشند .
ولى دسته زيادى از مردم هرچند ديوانه نيستند ؛ بلكه عقل دارند عقول آنان ضعيف است . و به حق نمىرسند ، ارايه حق با استعداد داشتن پذيرش حق و با موانع رسيدن همهء إنسانها به حق ظاهراً ملازمهاى ندارند ، فطرت إنسانها كه اقتضاى رسيدن به حق را دارد در اثر موانع اجتماعى مانند بت پرستيدن كه بتها ( نعوذ بالله ) مقام شفاعت را دارند و اينها نمونه و نماد و سمبل ملائكه مى باشند و ساير تخيلات باطله كه از پدران نادان براى نسل هاى بعدى آنان باقى مى ماند و به مرور زمان شكل قداست را به خود مىگيرند و باعث گمراهى كوتاه فكران مىشود .
ضعف فكرى افراد و خرافات و اوهام باطل و حاكم بر محيط اجتماعى و القاءات شيطانى دولتهاى استعمارى به منظور تعميم استعمار و استثمار « 2 » هرچند هر كدام به تنهايى علت قصور فكر إنسانها مىشود ؛ بلكه مانع اتمام حجت و استحقاق عقاب اخروى مىگردد ولى اگر سه امر يا دو أمر در فردى جمع شود بطور قطعى قصور او را عميق و قوى مىسازد .
نظر قطعى - بدور از افراط وتفريط - اين كه در همهء ادوار حتى در عصر نبوتها - در غير محل اقامت انبياء و اماكن تبليغات آنان ( سلام الله عليهم ) تعداد زياد إنسانها - قاصر بودهاند كه مستحق عقاب كفر و عصيان نيستند و بر اين مطلب آيات زيادى دلالت دارد كه در كتب
هامش
( 1 ) - كه مصداق اين آيه هستند« وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا . . .النمل : 14
( 2 ) - غافلى مى گفت در عصر انترنت كه همهء چيز در آن ثبت است قصور معنا ندارد ، ولى او نمى فهميد كه قدر متيقن نُه حصه از ده حصه انترنت ضد دين و ترويج فحشاء و منكرات است كه نُه برابر قصور مكلفين را نسبت به گذشته بيشتر مىكند .