تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
به آخرت ايمان مىآورد از كسى در باره آن در شك است . براستى معصيت تا چه رسد به كفر با علم به قيامت عجب است كلمهء ( لنعلم ) و شبيه آن در معنى ، از خود توجيه دارد و خدا هرچند بندگان را امتحان مىكند ؛ ولى نه براى اين كه حقيقت حال به خود او معلوم شود و لذا بعضى از مفسّرين آن را به « مشخص كنيم » ترجمه كرده است . و ما در بعضى ازكتب كلامى خود در اين باره بحثى نموده‌ايم . شيطان در قرآن مجيد هم بر إبليس اطلاق شده و هم بر جنود او ، شيطانى كه در قضيهء آدم و حوا و يا يكى از اين دو اطلاق شده ، مراد إبليس است . و ممكن است در عده‌اى از آيات متبركه قرآن مراد از لفظ شيطان باز هم إبليس باشد و فعل ذكر شده به نحو مباشرت و يا بنحو تسبيب و يا بنحو امر وآمريت به او نسبت داده شده باشد . و امّا در جايى كه بنحو جمع ( شياطين ) ذكر شده باشد ظاهر اين است كه إبليس و لشكرش مراد باشد و لفظ جمع 16 مرتبه در قرآن ذكر شده و لفظ مفرد آن ( شيطان ) درحدود 70 مرتبه تقريباً 1 - در سوره بقره دو مرتبه و در سوره هاى ديگر خطوات شيطان آمده است . آيا شيطان پا دارد يا كلمهء مذكور كنايه از راه و وسوسه اوست ؟ . والله العالم . 2 - وسوسهء شيطان آدمى را گمراه نمىسازد ، بلى اگر آدمى گناه كرد و نفسش آلوده شد وسوسهء او كاريگر مىشود .
« إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا . . . »
( آل‌عمران : 155 ) 3 - دواى دفع نزغ شيطان پناه بردن به خداوند است .
« وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ »
( الأعراف : 200 ) خشم شيطانى را كلمه « أعوذ بالله من الشيطان الرجيم » مىبرد . 4 - شياطين إنسان‌ها را مىبينند . و آنان اولياء ( سرپرست ودوست ) مردم بى إيمان هستند . ( اعراف 27 ) و نيز ياد خدا ( و قيامت ) باعث دفع وسوسهء شيطان براى مردم با تقوى