تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
اگر مطالب يكى از اين دو كتابب ( تورات و انجيل ) در قرآن ذكر شده باشد ( وياحكمى از شرايع منسوخه ديگر در قرآن ذكر شده باشد ) مىشود به آنها عمل شود مانند
« وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ »
( يوسف : 72 ) بنا بر اين كه اين ندا بامر يوسف بوده باشد مشروعيت جعاله را در فقه ما ثابت مىكند . آنچه كه در خاتمه اين بحث مهم است اين است كه از آيه 68 متقدمه سوره مائده إستفاده مىشود كه اگر اهل كتاب معاصر رسول خاتم ( ص ) به تورات و انجيل عمل كنند مبرء ذمه آنان مىباشد و اين امر دلالت مىكند كه تورات و انجيل در عصر پيامير مورد تحريف واقع نشده است مگر اين كه آنچه را كه درتعليقه اخير نوشته‌ايم حل مشكل كند .

تعدد شرايع آسمانى

اول : آنچه مسلم است از زمان حضرت آدم ابوالبشر فعلى تا زمان آمدن دين اسلام در مكه مكرمه ، كتابها و صحف - نوشته ها و صحيفه ها - و نيز وحى إلهى به اقسام مختلف آن بر أنبياء و رسولان إلهى بغرض تشريع و بيان عقايد و اخلاق و أحكام أعمال و تروك إنسان در قسمتى از آسيا و آفريقا نازل شده است . و اما نزول دين و شريعت در قاره امريكا و اروپا تاكنون مجهول است . بطور اجمال هدايت إلهى براى سعادت إنسان و جن در كره زمين حسب مصلحت و لزوم ديد خداوند دانا و توانا استمرار داشته است تا اين كه جريان وحى و ارسال رسل و بعثت أنبياء و تشريع و تقنين شرايع و أديان در حين فوت خاتم النبيين ( ص ) قطع گرديد ، و إنسان‌ها عموماً مامور شدند به قرآن و سنت نبوى عمل كنند ، از آمدن آدم و حوا به زمين تا وفات پيامبر اعظم ما چند هزار يا چند صد هزار يا چند ميليون سال گذشته است ، چيزى نمىدانيم ولى بشدت تحديد آن را به شش تا هفت هزار سال رد مىكنيم . اشاره مىكنم كه اگر ارسال رسل و انزال كتب براى بنىآدم برخداوند واجب مطلق مىبود ما شاهد رسوالانى در امريكا و اروپا و همه‌ى نقاط زمين كه انسانها وجود داشت ، مىبوديم كه نيستيم .