دارند يانه ؟ از يك روايت معتبر به دست مىآيد كه همهى رسولان تابع شريعت همين پنج تن بوده اند ، ولى بايد أنبياى سابق از نوح ( ع ) تا آدم ( ع ) را كه اين حديث شامل آنان نمىشود از خود شريعتى هر چند محدود ، داشت باشند .
آيه مباركه
« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ . . »
( الحج : 34 ) و آيه مباركه
« لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ . . »
( الحج : 67 )
آيا محتواى اين دو آيه مخصوص به مناسك حج است يا عام تر از آن بايد گفت والله العالم ؛ يعنى چيزى نمىدانيم .
و آيه مباركه
« لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ . . »
( المائدة : 48 ) ، اطلاق دارد و احتمالًا رسولان يا جمعى از آنان ( عليهم السلام ) شرايعى داشته بوده اند ولى بطور روشن ثابت نيست . والله العالم .
پنجم : از آيه اخير دانسته مىشود كه سبب تعدد شرايع پنجگانه يا بيشتر از آن ، آزمودن مكلفين در پذيرش شرايع شان بوده است كه بايد فكر كرد و آن را درست تحليل نمود . و آنچه كه عقل عادى ما ميداند اين است كه مجرد امتحان مكلفين در پذيرفتن شريعت موجب جعل و تشريع نمىشود ، أحكام بايد مطابق قدرت بدنى و فكرى و روحانى بشر داراى مصالح ( در واجبات ) و مفاسد در محرمات باشد .
يك فايده شريعت واحده اين بود كه اين شريعت در طول زمان در بين نسلها و أقوام جاى أفتاد و اصول كلى آن از تعدد أديان منسوخه و مذاهب مخترعه تا حدود زياد جلو گيرى مىكرد و در نتيجه بشر از جنگهاى دينى و مذهبى بدور مىماند و تنها در قسمت معاملات فقهى حَسَب تطور زمان توسط أنبياء أحكام جديد آورد مىشد ، و يا از كليات شريعت واحد استخراج مىگرديد . ( لكن لا علم لنا الا ما علّمتنا . )