تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق اعلى (تفسير آياتى از قرآن مجيد) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ششم : اصول إعتقادى ؛ إيمان به خداوند ازلى وأبدى ، يگانه و معبود و عالِم و قادر و ساير صفات ثبوتيه و سلبيه وإعتقاد به نبوت و معاد در همه‌ى شرايع بوده و قسمت عمده إعتقاد به خداوند و شئون مقدسه او عقلى و غير قابل تغيير است مكارم اخلاق إنسانى اگر تفاصيل آن در همه‌ى أديان يكسان نبوده ، اجمال آن در همه‌ى أديان قابل ترديد نيست . بلى تفاصيل أحكام فقهى همانگونه كه از لابلاى آيات كريمه قرآن به دست مىآيد « 1 » مختلف بوده ؛ زيرا شرايط زمانى و إجتماعى و فكرى و فرهنگى إنسان‌ها مختلف است كه حتماً أحكام فرعى عملى آنان مختلف مىشود . بعلاوه كه تحول إقتصاد و زراعت و تجارت نيز قابل إنكار نيست كه اين هم به نوبت خود خواهان توسعه تشريع مىگردد . ؛ مثلا ابواب مختلف معاملات در فقه اسلامى از محل إبتلاى امتهاى قديم خارج بوده و تشريع آنها لغو و حتى موجب سر درگرمى مىشد ، ولى در اسلام به لحاظ توسعه معاملات إقتصادى آن را لازم نموه است . آيا حرمت « ربا » بر امتهاى گذشته مفيد بوده يانه ؟ ولى در اسلام لازم بوده كه تشريع شده و هكذا . و نيز إقناع كافرين و منكرين و يا به تعبير جامع كيفيت إتمام حجت بر آنها در گذشته و در عصر خاتم النبيين ( ص ) يكسان بوده ؟ ظاهراً نه ، چون تفاوت فكرى و فرهنگى بين جوامع بشر قابل إنكار نيست . اينها و امثال اينها سبب لزوم تعدد أديان آسمانى شده كه إجتناب ناپذير بوده است و شايد مراد واقعى از آيه 48 مائده همين مطلب باشد . والله العالم . هفتم : تصور إبتدايى طرفداران تشريع دين واحد از اول تا آخر دنيا احتمالًا اين باشد كه اگر يك دين به يك نام مشخص مى بود هم بقاى مردم بر آن سهل بود و هم داخل شدن مردمى كه بعد از فوت پيغمبران زمانى كه بالغ مىشدند كم مشكل بود وقتى دين ثابت مىبود تنها پيامبران بفوت رسول سابق و بعثت نبى يا رسول ديگر عوض مىشدند مردم أمادگى بيشتر
هامش
( 1 ) - مثل قبله در نماز و مانند :« كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرائِيلَ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِيلُ عَلى نَفْسِهِ . . »آل‌عمران : 93 و مانند موارد ديگر كه در قرآن بيان شده است .