تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
ولى ارتباط و رفاقت و ارادت سلوكى ايشان تقريباً مربوط به دههء آخر عمر ايشان بوده است كه به وسيلهء علّامهء والد وارد وادى سيروسلوك شده‌اند . در سال 1386 هجرى قمرى ( حدود دوازده سال قبل از شهادت مرحوم مطهّرى ) مرحوم حضرت آقاى حدّاد به طهران سفر مىنمايند و آيةالله مطهّرى به راهنمائى علّامهء والد به خدمت ايشان ميرسند و از آنجا گوئى رسماً با سيروسلوك آشنا مىگردند و در برخى سفرها نيز در عتبات به ملاقات با ايشان مشرّف شده و جان تشنهء خود را سيراب مىنمايند كه شرحى از آن را علّامهء والد در كتاب شريف روح‌مجرّد آورده‌اند . « 1 » با اين وجود چون ارتباط با مرحوم حدّاد مستمرّ نبوده و نمىتوانستند در مشكلات از ايشان دستور بگيرند ، مرحوم مطهّرى در سلوك خود با خلأ مواجه مىشوند و احساس نياز به استادى مىنموده‌اند كه از ايشان دستگيرى كند . آنطور كه نزديكان ايشان نقل مىكنند دوبار در خواب به ايشان ميفرمايند كه : بايد به دنبال انسان كاملى بگردى و گويا نشانىهائى به ايشان مىدهند و ايشان پس از اين خواب‌ها به محضر علّامهء طباطبائى مشرّف مىشوند و علّامه ميفرمايند : « كسى كه شما به دنبال ايشان مىگرديد آقاى آسيّدمحمّدحسين لاله‌زارى طهرانى هستند . »
هامش
خاصّى هم دارم كه در آنوقت نداشتم . امّا شرائط روحىام كه ميل ندارم [ مطرح كنم ] و با أحدى در ميان بگذارم اين است كه در حال حاضر تمايل شديدى در من پيدا شده به اينكه به روح خودم بپردازم و خودم را اصلاح كنم ، و خودم را در . . . و تحت تربيت روحى بعضى از افرادى كه به آنها اعتقاد دارم قرار داده‌ام ؛ و بدين جهت و براى اجراى چنين برنامه‌اى نياز شديدى به آرامش دارم و مايل نيستم در كارى كه برايم جنجال بيهوده ، نه مبارزهء منطقى كه آن داستان ديگرى است ، داشته باشد ، شركت كنم . » ( سيرى در زندگانى استاد مطهّرى ، ص 124 ) ( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 159 تا 164 .